بازاریابی
زمانی که کسب و کاری به سمت راه اندازی یک خدمت یا محصول جدید یا توسعه بازار خود به واسطه ی آمار و ارقام یا عوامل جمعیت شناختی جدید می رود، برنامه تبلیغاتی یک ابزار بسیار مهم محسوب می شود. زمان برنامه ریزی کمپین تبلیغاتی ، این مورد را در نظر داشته باشید که یک کمپین تبلیغاتی موفق باید تمامی دستاوردها و اهداف مورد نظر زیر را به دست آورد :
1 ) پیام تبلیغاتی شما به مخاطبان هدف و مورد نظرتان برسد.
2 ) پیام شما توسط مخاطبانتان درک شود.
3 ) پیام شما دریافت کنندگان را تحریک کند و آنها دست به اقدام بزنند.
سوالی که مطرح است آن است که شما چگونه با کمپین خود به این دستاوردها و نتایج دست پیدا می کنید؟ این فرآیند آسان است ، اما ” برنامه ریزی” برای کمپین تبلیغاتی زمانبر است. در اینجا به7 گام که کمپین شما را به یک شروع صحیح خواهد برد اشاره خواهیم کرد ”
فرصت های ارتباطی بازاریابی را ارزیابی کنید
در گام اول بررسی و فهم نیازهای بازار هدفتان بسیار مهم می باشد. پیام شما قرار است برای چه کسی منتشر شود؟ کاربران فعلی، تأثیرگذاران بین افراد، تصمیم گیرندگان، گروه ها و یا عموم مردم؟
از چه کانال های ارتباطی استفاده خواهید کرد؟
در گام اول برنامه ریزی، باید بازارها، محصولات و محیط ها را تعریف کرده باشید. این اطلاعات در تصمیم گیری درمورد اینکه چه کانال های ارتباطی سودمندترین خواهند بود، به شما کمک خواهد کرد. آیا شما از کانال های ارتباطی شخصی نظیر جلسات و ملاقات های رو در رو، تماس تلفنی یا شاید هم فروش شخصی استفاده خواهید کرد؟ و یا ارتباطات غیر شخصی نظیر روزنامه ها، مجلات یا ایمیل مستقیم بهتر عمل می کند؟
اهداف خود را تعیین کنید
به خاطر بسپارید که اهداف شما در یک کمپین تبلیغاتی تاحدودی از کمپین بازاریابی شما متفاوت هستند. اهداف تبلیغاتی باید در قالب رفتارهای بلند مدت و یا کوتاه مدت افرادی بیان شوند که در معرض تبلیغات و کانال های ارتباطی شما قرار گرفته اند. این اهداف باید کاملا واضح بیان شوند، قابل اندازه گیری باشند و برای فاز توسعه بازار مناسب باشند.
آمیخته تبلیغ خود را تعیین کنید
این مرحله همان جایی است که شما نیاز خواهید داشت که منابع را برای ارتقا فروش، آگهی تبلیغاتی، تبلیغات و البته فروش شخصی اختصاص دهید. برای این موارد چیزی کم نگذارید. شما باید در بین خریداران خود آگاهی ایجاد کنید تا کمپین تبلیغاتی شما موفق شود. یک کمپین همه جانبه در برخی موقعیت ها و ظرفیت ها از این روش ها استفاده خواهد کرد.
پیام تبلیغاتی خود را ایجاد نمایید
اکنون زمان آن فرارسیده است که شما به همراه تیم خود بنشینید و بر روی محتوا، ساختار، قالب و منبع پیام هایتان تمرکز کنید. به خاطر داشته باشید که در برنامه ریزی کمپین های تبلیغاتی درخواست و اجرا همیشه با یکدیگر کار کنند.
بودجه تبلیغاتی خود را تعیین و تهیه کنید
بخش هیجان انگیز کار همین جا است. شما اکنون باید بودجه کل تبلیغات را تعیین کنید. این امر شامل تعیین تقسیم بندی های هزینه ای به ازای هر قلمرو و عناصر آمیخته تبلیغاتی می باشد. زمانی را صرف این کنید که مبنای تخصیص ها را تجزیه و تقسیم بندی کنید و توان مالی، درصد فروش و برابری رقابتی را تعیین نمایید. با تجزیه و تقسیم بندی این هزینه ها، شما ایده های بهتری برای سنجش توانایی موفقیت کمپین تبلیغاتی خود به دست خواهید آورد.
اثربخشی کمپین خود را تعیین کنید
پس از اینکه ارتباطات بازاریابی اختصاص داده شدند، برنامه ریزی کمپین تبلیغاتی باید به طور رسمی و در یک سند مکتوب تعریف شود. شما بایستی تحلیل موقعیت، جداول زمانی برای ادغام اثربخش عناصر تبلیغاتی با عناصر موجود در آمیخته بازاریابی، را در این سند بگنجانید.
همچنین نیازمند آن خواهید بود که تعیین کنید چگونه اثربخشی آن بخشی از کار که اجرا شده است را اندازه گیری خواهید کرد. چگونه عملکرد واقعی تا اهداف برنامه ریزی ارزیابی میشوند؟ شما نیازمند این خواهید بود که این اطلاعات را با پرسش اینگونه سوالات از بازار هدف خود جمع آوری کنید؛ اینکه آیا آنها پیام های تبلیغاتی خاص را تشخیص داده اند یا آن ها را به خاطر می آورند، چه چیزی را درباره آن پیام به یاد می آورند، اینکه چه احساسی نسبت به آن پیام داشتند و اینکه آیا نگرش های آن ها نسبت به شرکت تحت تأثیر این پیام ها قرار گرفته است.
کمپین های تبلیغاتی از جمله استراتژی های کارا و موثر در بازاریابی محسوب میشود و بسیاری از شرکت های بزرگ و کوچک از آن بهره می برند. اما به صرف آنکه کمپینی را برای کسب و کار خود به کار ببریم، تضمین کننده ی موفقیت شرکت نخواهد بود، بلکه باید به صورت گام به گام برنامه ریزی کمپین تبلیغاتی خود را پیش ببریم و در هر مرحله مطابق با استراتژی بازاریابی و برنامه ریزی استراتژیک شرکت، مراحل آن را تعیین و سپس مکتوب کنیم. اگر به این صورت پیش بروید احتمال موفقیت شما افزایش می یابد.
برندینگ
فضای صنعت ساخت و ساز نیز از تحولات سریع و فزاینده محیط در امان نماند. و بالاخره آنچه که از آن به عنوان پیش بینی رقابت میان شرکت های ساختمانی در خصوص حفظ سهم بازارشان یاد می شد، امروزه یک واقعیت انکار ناپذیر و محقق شده تلقی می گردد. در این میان زمین به عنوان تکرار ناپذیر ترین عنصر این صنعت محدودیت های در خور توجه خود را به سازندگان و فضای رقابتی میان آنها تحمیل می کند، کاهش تعداد متقاضیان و خریداران در پی افزایش تنوع و تعداد پروژه ها، افزایش هزینه های ساخت و اقلام مورد استفاده در ساخت از دیگر تهدیدات موجود در این صنعتند و بدین ترتیب فرصت های ساخت و ساز به تهدیداتی جدی مبدل گردیده اند. از این رو شرکت ها و سازندگانی موفق به حفظ و در برخی موارد افزایش سهم بازار خود می شوند که توجهی ویژه به امور مدیریتی خود از جمله برندینگ داشته باشند. برندینگ به عبارتی ساده تر و کارآمد همان هویت سازی است. برندینگ امروزه دیگر صرفا به معنای شمارش نقاط قوت و مزایای پروژه های ساخته شده نیست. بلکه مفهومی فراتر از آن یعنی تشکیل تصویری خوشایند در ذهن مشتریان و خریدارن ملکی یک گروه ساختمانی است. تصویری که در پی هر بار یادآوری حسی فره بخش و دوست داشتنی را به مشتری القا می کند و این در جامعه بحران زده فعلی کشورمان به لحاظ عدم احترام گذاردن به مشتری، یعنی حرفی تازه، منش و رفتاری بدیع که تمامی سازندگان متفکر را به چالشی رقابتی فرا می خواند. چالشی از جنس تعجیل. و چه واضح و مبرهن است که هر سازنده و یا شرکت ساختمانی پیشرو و آینده نگری که سریعتر و عمیقا به این هویت سازی می پردازد، طبیعتا از مزایا و مواهب آن بیشتر و بهتر بهره مند می گردد. برای اثبات این امر کافیست به اطراف خود نگاهی بیندازید و گروه های ساختمانی پیشرو را در این صنعت در جوار خود ببینید. در این خصوص تیم تخصصی مشاوره برندینگ ساختمان های مارکدار آماده است تا ضمن اعلام همکاری و همفکری با شما سازنده محترم، شما را از جدید ترین و موثر ترین متد روز دنیا در این خصوص مطلع ساخته و پس از تدوین پیش نیازهای یک برندینگ واقعی، در کنار شما به اجرای صحیح آن در بدنه سازمان شما بپردازد. بی شک مدیریت استمرار بخشی به این حرکت در پی کنترل و نظارت امور اجرایی برندینگ از دیگر وظایف تیم تخصصی مشاوره برنینگ ما می باشد.
تحلیل کسب و کار
امروزه جهان بیش از هر زمان دیگری پیچیده شده است. و این پیچیدگی تنها به خاطر پیشرفت علوم و فناوری نیست. بلکه بخشی از آن به دلیل افزایش تعداد پارامترهای تأثیرگذار بر یک مسئله میباشد. همین امر خود باعث ایجاد تخصصهای حل مسئله، تصمیمگیری و تصمیمسازی شده است. در این بین دنیای کسب و کار هم تأثیر زیادی از این مسائل پذیرفته است. علاوه بر همه این موارد رشد و توسعه روزافزون فناوری اطلاعات و جایگاه آن در سازمانها و کسب و کارها نیز خود باعث پیچیدگی مضاعف موضوع گردیده است.
حال سوال این است که چگونه و با چه تخصص یا تخصصهایی باید با این گونه مسائل برخورد کرد؟ وظیفه حل مشکلات و مسائل در سازمان، بدون توجه به نوع آنها بر عهده کیست؟ نیازهای جدید سازمانی در عصر فناوری اطلاعات چگونه تعریف میگردند؟ و چه کسانی این مسئولیت را بر عهده دارند؟ همه این سؤالات و موارد مشابه دیگر، موضوعاتی هستند که این مقاله در پی پاسخ به آنهاست.
تحلیل چیست؟
تحلیل در لغت به معنای گشودن و حل کردن است. اولین معنایی که از این لغت درک میشود، حلاجی کردن میباشد. به طور کلی زمانی تحلیل اتفاق میافتد که نیاز به حل یک مسئله یا پاسخگویی به یک نیاز میباشد.
قبل از تحلیل یک موضوع یا یک سیستم باید از آن شناخت حاصل شود. و برای شناخت یک سیستم یا موضوع میبایست آن را مورد کالبدشکافی قرار داد. به عبارت دیگر سیستم را تجزیه یا جزء جزء نمود. پس از شناخت است که میتوان شروع به تحلیل نمود.
معمولاً در تحلیل، علاوه بر شناخت کلیت سیستم یا موضوع، روابط بین اجزا، تأثیر آنها بر روییکدیگر، رفتار و عملکردهای اجزاء به تنهایی و در ارتباط با هم،ویژگیها و مشخصات هر یک از اجزاء و مسائلی از این دست بررسی و مورد مطالعه قرار میگیرند.
مراحل و گامهای تجزیه و تحلیل یک سیستم را میتوان به صورت زیر بر شمرد[۱]:
شناسایی و تعیین مرزهای سیستم مورد مطالعه.
شناسایی و تعیین عناصر و اجزای تشکیلدهنده سیستم.
شناسایی و تعیین انواع روابط متقابل بین اجزای سیستم.
شناسایی و تعیین سلسه مراتب عناصر تشکیلدهنده سیستم.
شناسایی و تعیین عناصر درونسیستمی و برونسیستمی تأثیرگذار بر سیستم.
شناساییو تعیین جریانهای بازخوردمثبت و منفی.
شناسایی و تعیین منابع سیستم و مواردی که در آن اختلال ایجاد میکنند.
معمولاً سیستم و تحلیل با هم در ارتباط میباشند. کسانی که دیدگاهی نظاممند دارند همواره سعی میکنند تا مسائل را شناخته و تحلیل نمایند. بر این اساس هر چیزی را و با هر هدفی میتوان مورد تحلیل قرار داد. امروزه تحلیل، حوزههای مختلف و متفاوتی اعم از سیستمهای نظامی، اقتصادی، اجتماعی، صنعتی، آموزشی و … را در بر میگیرد.
تحلیل کسب و کار چیست؟
در قسمت قبل، مفهوم تحلیل توضیح داده شد. همانطور که گفته شد تحلیل را میتوان در حوزههای مختلف و متعددی انجام داد که یکی از این حوزهها، حوزه تحلیل کسب و کار است.
اجازه دهید قبل از اینکه در خصوص عبارت تحلیل کسب و کار بحث را شروع نماییم، کمی در خصوص واژه کسب و کار توضیح دهیم. اصطلاح کسب و کار معمولا این روزها معادل کلمه بیزنس در زبان انگلیسی به کار میرود. یکی از معانی بیزنس، کسب و کار یا تجارت است. این کلمه معانی و مفهوم گستردهتری، به ویژه در ادبیات سیستمی، دارد. میتوان اینطور گفت که فعالیت یا فعالیتهاییک سازمان یا بنگاه اقتصادیو حتی غیر اقتصادی، مجموعاً کسب و کار یا بیزنس آن را تشکیل میدهند. بنابراین در اینجا منظور ما از کسب و کار معنای عام و اولیه آن یعنی خرید و فروش و فعالیت محض اقتصادی نیست.
یک سازمان یا بنگاه برای انجام فعالیتهای خود، چه اقتصادی و چه غیر اقتصادی، نیاز به یک ساختار و نظم مشخص دارد. بدیهی است بدون داشتن ساختار و نظم بنگاه قادر به انجام فعالیتهای خود نخواهد بود. یک مغازه خشکبار فروشی کوچک را در نظر بگیرید. صاحب این مغازه برای اداره موفق کسب و کار خود، اولین اقدامی که انجام میدهد اختصاصیک دفتر کوچک حساب و کتاب برای ثبت اطلاعات حساب مشتریان خود است. دومین گام ثبت و نگهداری خریدها و فروشهای مغازه است. سومین اقدام شناسایی مشتریان و ارزیابی اعتبار آنها ولو به صورت ذهنی و نانوشته میباشد. گرچه امروزه نرمافزارهای کاربردی کوچک همه این موارد را به راحتی مدیریت میکنند، ولی همین مثال ساده مشخص مینماید که حتییک مغازه کوچک هم برای خودش ساختار و نظم مشخصی دارد که البته همیشه مکتوب و نوشته شده نیست.
ساختار و نظمی که در بالا به آن اشاره شد میتواند مواردی همچون: مدیریت کسب و کار، مدیریت بازار، مدیریت مشتریان، مدیریت نام تجاری، مدیریت تامینکنندگان و … باشد. مجموعه این موارد است که مفهومی با نام کسب و کار را پدید میآورد.
وقتی صحبت از تحلیل کسب و کار میشود، منظور تحلیل موارد فوق، با همان تعریفی که در قسمت ۲ ارائه گردید، است. تحلیل کسب و کار مجموعهای از وظایف و تکنیکهایی است که برای برقراری ارتباط میان ذینفعان به منظور فهم ساختارها، سیاستها و عملیات یک سازمان مورد استفاده قرار گرفته، و راهحلهایی را برای توانمندسازی سازمان در راستای دستیابی به اهدافش پیشنهاد میدهد. در واقع تحلیل کسب و کار درک این موضوع است که چگونه یک سازمان برای دستیابی توأم با موفقیت به اهدافش عمل نماید. و همچنین به چه صورت قابلیتها یا توانمندیهای مورد نیاز جهت ارائه محصولات و خدمات به ذینفعان برونسازمانی نظیر مشتریان را تعریف کند. علاوه بر اینها در تحلیل کسب و کار اهداف کلان سازمانی و اهداف میان مدت، طریقه ارتباط این اهداف با هم، همراستا بودن یا نبودن اهداف میان مدت و کلان، محققسازی آنها و رشته فعالیتهای موردنیازی که باید انجام شوند نیز تعریف میگردند[۲].
تحلیل کسب و کار ممکن است با اهداف متفاوتی انجام شود. برخی مواقع تحلیل کسب و کار به منظور شناخت وضعیت موجود یا فعلی سازمان صورت میپذیرد. شناخت وضعیت موجود میتواند به عنوان بستری برای شناسایی نیازهای آتی کسب و کار عمل نماید. گرچه بیشتر مواقع تحلیل کسب و کار برای تعریف و صحتسنجی راهحلهایی که نیازها، اهداف میان مدت و کلان سازمان را پوشش میدهند، مورد استفاده قرار میگیرد.
تحلیلگر کسب و کار کیست؟
بیشک تحلیلگر کسی است که توانایی حل مسئله دارد. و وظیفه اصلی وی حل مسائل در حوزهای است که تحلیل رخ میدهد. حال تحلیلگر کسب و کار اولین وظیفهاش حل مسائل مطرح در حوزه سازمان مورد مطالعه میباشد. مثلاً اینکه چرا خدمتیا محصول با زمانی فراتر از یک زمان معقول و مشخص به مشتری ارائه میشود؟ به عنوان یک مشکل یا مسئله در سازمان مطرح میباشد. و وظیفه حل آن با تحلیلگر کسب و کار است. یا اینکه چرا ارتباط بین واحدهای سازمانی به نحوی غیر موثر صورت میپذیرد؟ باز هم مسئلهای است که حلکننده آن تحلیلگر سازمانی است. مدیریت ارشد تصمیم گرفته برای هر چه بیشتر توانمند نمودن سازمان یک راهحل مبتنی بر فناوری اطلاعات را در سازمان استقرار دهد. این نیز خود به عنوان یک مسئله مطرح میباشد. که حل و بررسی جوانب مختلف آن به عهده تحلیلگر کسب و کار است.
کاری که تحلیلگر کسب و کار انجام میدهد، دقیقاً حلاجی کردن اطلاعاتی است که از منابع مختلف نظیر مشتریان، کارکنان سازمان، متخصصان فناوری اطلاعات و مدیران جمعآوری شده است. در بیشتر موارد تحلیلگر کسب و کار نقش یک روانساز یا تسهیلکننده ارتباطات بین واحدهای سازمانی را ایفا مینماید. به ویژه این نقش در همراستا کردن نیازهای کسب و کار با قابلیتهای راهحلهای مبتنی بر فناوری اطلاعات پررنگتر شده و به نوعی تحلیلگر در اینجا به عنوان یک مترجم یا مفسری که نیازهای کسب و کار را به زبان قابل فهم متخصصان IT ترجمه مینماید، حضور پیدا میکند.
ذکر این نکته در اینجا ضروری است که ممکن است همیشه در سازمان یک سِمت یا پست سازمانی مشخص با عنوان “تحلیلگر کسب و کار” وجود نداشته باشد. موضوعی که حائز اهمیت است شناسایی مجموعه وظایفی که تحلیلگر کسب و کار انجام میدهد، و اطمینان از انجام آنها در سازمان است. حال این وظایف بنا به وضعیت، فرهنگ و ادبیات سازمان ممکن است توسط هر شخص یا در هر واحدی صورت پذیرد. بر همین اساس سِمتهایی که ممکن است در سازمانها وظایف تحلیلگر کسب و کار را انجام دهند عبارتند از: تحلیلگر سیستمهای کسب و کار، تحلیلگر سیستم، مهندس نیازمندیها، تحلیلگر فرآیندها، مدیران محصول، صاحب محصول ، تحلیلگر سازمانی، معمار سازمانی و مشاوران مدیریت[۲]. گرچه بازهم تأکید میشود که انجام وظایف تحلیل کسب و کار فقط در اختیار این پستهای سازمانی نبوده و ممکن است از سازمانی به سازمان دیگر متفاوت باشد.
بدنه دانش تحلیل کسب و کار
اصطلاح بدنه دانش که بعضاً پیکره یا گسترۀ دانش هم ترجمه میشود، مجموعهای است از مفاهیم، اصطلاحات و فعالیتهایی که در پیوند با هم دانش مستقلی را پدید میآورند. برای درک بهتر موضوع، بدنه دانش را دقیقاً شبیه بدن یک انسان در نظر بگیرید، که هر کدام از اعضای آن معرف یک شاخه علمی بخصوص میباشد. امروزه در دنیا یکی از معروفترین بدنههای دانشی که حضور گستردهای هم دارد، بدنه دانش مدیریت پروژه یا پی. ام. باک. است که سابقهای حدود ۳۰ ساله دارد.
بدنه دانشِ تحلیل کسب و کار هم برآیند علوم و دانشهای مرتبط با بحث تحلیل کسب و کار میباشد. تعدادی از حوزههایی که از درون آنها اطلاعات مورد نیاز بدنه دانش تحلیل کسب و کار استخراج میشوند عبارتند از[۲]:
توسعه چابک
هوشمندی کسب و کار
مدیریت فرآیندهای کسب و کار
قواعد کسب و کار
نظریه بازیها و تحلیل تصمیم
معماری سازمانی
مدیریت سرویس در فناوری اطلاعات (شامل مباحث ITIL )
شش سیگما و تولید ناب
مدیریت تغییرات سازمانی
مدیریت پروژه
مدیریت کیفیت
معماری سرویسگرا
مهندسی نرمافزار (به ویژه مهندسی نیازمندیها)
بهبود فرآیندهای توسعه نرمافزار (شامل CMMI )
تضمین کیفیت نرمافزار
برنامهریزیراهبردی
طراحی مبتنی بر تجربه کاربری و خوشکاری
تدوین بدنه دانشِ تحلیل کسب و کار از سال ۲۰۰۵ توسط موسسهای با نام “موسسه بینالمللی تحلیل کسب و کار ” که در سال ۲۰۰۳ با همین هدف شکل گرفته بود آغاز شد. این مؤسسه در اکتبر ۲۰۰۵ نسخه پیشنویس و در سال ۲۰۰۶ اولین نسخه رسمی از این بدنه دانشی را با نام “راهنمای بدنه دانشِ تحلیل کسب و کار ” که بی. اِی. باک خوانده میشود انتشار داد.
در حال حاضر نسخه دوم راهنمایبی. ای. باک. ارائه شده است و مؤسسه تحلیل کسب و کار در حال کار بر روی نسخه سوم این استاندارد میباشد.
استاندارد BABOK حوزههای دانشِ دخیل در تحلیل کسب و کار، وظایف و فعالیتهای مرتبط با آنها و همچنین مهارتهای مورد نیاز برای اجرای مؤثر این وظایف و فعالیتها را تشریح مینماید. هدف اولیه این استاندارد تعریف حرفه تحلیل کسب و کار است. BABOK به مثابه یک معیار اندازهگیری است که متخصصان و حرفهایهای این فن میتوانند به منظور بحث پیرامون کاری که میخواهند انجام دهند، اطمینان از مهارتهای مورد نیاز برای اجرای مؤثر نقشها، تعریف دانش و مهارت افرادی که قصد انجام فعالیتها را دارند و همچنین استخدام تحلیلگر مورد انتظار به عنوان یک متخصص ماهر، بر روی آن اجماع نمایند.
استاندارد BABOK 2.0 دارای ۶ حوزه دانش و یک بخش زیربنایی است که در زیر فهرست شده و ارتباط آنها در شکل (۱) دیده میشود.
برنامهریزی و پایش تحلیل کسب و کار
استخراج نیازمندیها
مدیریت نیازمندیها و ارتباطات
تحلیل سازمان
تحلیل نیازمندیها
صحتسنجی و ارزیابی راهحل
هر کدام از این حوزهها به تفکیک در بخشهای۶ تا ۱۲ این مقاله به طور خلاصه معرفی شدهاند. دقت شود به این دلیل کهBABOK ماهیت یک استاندارد را دارد، بنابراین شیوه یا متد اجراییک پروژه تحلیل کسب و کار را تعریف نمینماید. بدین معنا که ترتیب قرارگیری حوزههای دانش در این استاندارد معرف چرخه عمر یک پروژه نمیباشد. بدیهی است که برای این منظور باید از روشگان (متدولوژی) استفاده کرده و البته جوری عمل نماییم تا حوزههای دانش درBABOKپوشش داده شوند.
برنامهریزی و پایش تحلیل کسب و کار
این حوزه دانشی از دو قسمت مهم و البته مکمل، برنامهریزی و پایش تشکیل شده است. حوزه BAP&M به دنبال ایجاد یک بستر مناسب برای تعریف، برنامهریزی و اتمام یک پروژه تحلیل کسب و کار به صورت موفقیتآمیز میباشد. بخش برنامهریزی در این حوزه بر روی آمادهسازی برای اجرای مؤثر یک پروژه تحلیل کسب و کار تمرکز مینماید. ایجاد یک درک عمیق و مناسب از ماهیت پروژه، نیازمندیهای کسب و کار و اهداف میان مدت امکان انتخاب یک رویکرد مناسب در مسیری درست و سپس توسعه یک راهحل برای نیازهای شناسایی شده را فراهم میآورد. این بُعد شامل تحلیل ذینفعان، نقشها و مسئولیتهای آنها در پروژه تحلیل، نیازهای آنها برای اطلاعات درباره فعالیتهای تحلیل کسب و کار، و نیز سطح جزئیات مورد نیاز و تعداد ارتباطات برای کسب اطلاعاتی مشخص میباشد.
بخش پایش در این حوزه برای حصول اطمینان از این است که آیا اجرای فعالیتها مطابق با برنامههای توافق شده بودهاند یا خیر؟ و همچنین این که فرآوردههای تولید شده همان مواردی بودهاند که در برنامههای اجرایی بر روی آنها توافق شده است؟ در این حوزه معیارهای مورد نیاز برایپایش فعالیتهای تحلیل کسب و کار نیز تعیین میگردند.
برخی از وظایف این حوزه دانش در خلال پیشرفت پروژه و همگام با آن ممکن است کامل شده یا دستخوش تغییر شوند. برخی از وظایف مشخص شده در این حوزه نیز با عنوان فعالیتهایی که قبل از آغاز پروژه تحلیل باید انجام شده باشند، مشخص میشوند.
شکل(۱): حوزههای دانش در استاندارد BABOK 2.0 و ارتباط آنها با یکدیگر
استخراج نیازمندیها
استخراج نیازمندیها یکی از فعالیتهای کلیدی تحلیل کسب و کار است. استخراج نیازمندیها تحلیلگر کسب و کار را به این سو که ذینفعان چه نیاز یا انتظاری از راهحل جدید دارند، هدایت مینماید. در این حوزه دانشی به کمک تکنیکهای مشخص و متداول نیازمندیهای مطرح در سطوح مختلف استخراج میگردند. یکی از موضوعات مهم در این حوزه انتخاب تکنیک مناسب توسط تحلیلگر برای استخراج اطلاعات است. مسلماً بدون داشتن اطلاعات درست و مؤثر فعالیتهای این حوزه ناقص صورت خواهد پذیرفت. بدیهی است که بدون داشتن اطلاعات درست یا مورد وثوق در سازمان پروژه ناموفق خواهد بود. دقت شود که انتخاب منابع درست اطلاعاتی، اطلاعات درست را در پی خواهد داشت. و اطلاعات درست هم توسعه نیازمندیهای درست (یا صحیح) را به دنبال دارد.
استخراج اطلاعات معمولا برای اولین بار، در ابتدای چرخه عمر پروژه و زودهنگام انجام میگیرد. اما در خلال پروژه همراه با تغییر نیازمندیها یا نیازمندیهای فراموش شده بازهم استخراج صورت خواهد گرفت.
مدیریت نیازمندیها و ارتباطات
پر واضح است که در یک پروژه تحلیل کسب و کار طیفی از ذینفعان از کاربران نهایی گرفته تا مدیران ارشد حضور دارند. برای انجام موفق یک پروژه تحلیل کسب و کار ایجاد و مدیریت یک درک مشترک از نیازمندیها برای مخاطبان ضرورت دارد. بر این اساس در حوزه مدیریت نیازمندیها و ارتباطات اطمینان حاصل میگردد که همه ذینفعان به یک برداشت مشترک از محتوای راهحل رسیدهاند. این حوزه مشخص مینماید که کدام مجموعه از نیازمندیها با یک گروه خاص از ذینفعان مرتبط بوده و چگونه آن نیازمندیها را باید در قالبی مناسب برای مخاطبان ارائه داد.
مدیریت نیازمندیها با موضوعاتی نظیر مدیریت تغییرات، و تأثیرات ناشی از این تغییرات بر سایر نیازمندیهای مرتبط سروکار دارد. همچنین بستهبندی نیازمندیها به صورتی منطقی و مناسب و نگهداری از آنها به منظور استفاده مجدد در آینده از موضوعاتی است که در اینجا به آن توجه میشود.
۹٫ تحلیل سازمان
هنگامی که پروژهای در حیطه تحلیل کسب و کار تعریف میگردد، تحلیلگر باید نسبت به محیط داخل و خارج سازمان شناخت حاصل نماید. به عبارت دیگر برای تعریف، طراحی و تحویل راهحلی که مخاطب نیازهای کسب و کار باشد، تیم تحلیل باید بر روییک تصویر کلی از کاری که باید صورت پذیرد و تعریف و توافق بر روی آن به اجماع برسند. این تعریف کلان به مثابه اولین قدم اساسی در تولید نتایج موفقیتآمیز از پروژه بوده و در حوزه دانش تحلیل سازمان انجام میشود. در واقع میتوان گفت در این حوزه است که یک نیاز کسب و کار، یک مشکل درونسازمانییا یک فرصت برای تعریف و تحویل یک راهحل، تشریح شده و مزایا و منافع لازم مورد داوری قرار میگیرد.
بسیاری از فعالیتهای این حوزه دانش در مراحل آغازین پروژه و حتی برخی از آنها قبل از شروع پروژه انجام میشوند. در حوزه دانش تحلیل سازمان وضعیت موجود در سازمان درک میگردد. همچنین پس از مشخص شدن وضعیت موجود سازمان و نیازهای کسب و کار، تحلیل فاصله صورت گرفته و فاصله موجود تا توانمندیهای مورد نیاز معین میگردد.
۱۰٫ تحلیل نیازمندیها
حوزه دانش تحلیل نیازمندیها جایی است که تحلیلگر نیازمندیهای اظهار شده از سوی ذینفعان را مورد تجزیه و تحلیل قرار داده و به عبارت عامیانه چکش میزند. نیازمندیهای اظهار شده معرف برداشت تحلیلگر کسب و کار از نیازهای ذینفعان بر اساس اظهارات خود آنها میباشد. هدف در اینجا تعریف توانمندیهای مورد نیاز براییک راه حل بالقوه است که نیازهای ذینفعان را پاسخ دهد. در نهایت نیازمندیهایی که پس از تحلیل پالایش میشوند بازتابدهنده نیازهای واقعی ذینفعان بوده و مشخص میسازند که راهحل مورد نیاز چه خصوصیاتی باید داشته باشد.
از جمله فعالیتهای حائز اهمیتی که در این حوزه انجام میشوند مشخص و مدل نمودن نیازمندیها، صحتسنجی و اعتبارسنجی آنها است.
۱۱٫ اعتبارسنجی و ارزیابی راهحل
در حوزه دانشِ اعتبارسنجی و ارزیابی راهحل اطمینان حاصل میگردد که راهحل ارائه شده نیازهای کسب و کار را پوشش داده و امکان پیادهسازی موفق آنها را فراهم میآورد. فعالیتهایی که در این حوزه انجام میشوند میتوانند شامل مواردی همانند ارزیابی و اعتبارسنجی فرآیندهای کسب و کار، ساختارهای سازمانی، توافقنامههای برونسپاری، نرمافزارهای کاربردی و یا هر یک از دیگر اجزاء راهحل باشند.
تحلیلگر کسب و کار نقشی بسیار مهم در حصول اطمینان از فرآیندهای مرور، انتخاب و طراحیراهحل کسب و کار در مسیری را دارد که ارزش قابل ارائه به ذینفعان را به حداکثر برساند. به همین منظور باید فعالیتهای این حوزه دانش توسط وی و تیم تحلیل صورت بگیرند.
مدل شایستگی تحلیل کسب و کار
مدل شایستگی عموماً به مدلی گفته میشود که دانشها، مهارتها، توانمندیها و دیگر ویژگیهای شخصیتی لازم برای موفقیت یک فرد در کار یا حرفه و انجام موثر آن را شرح میدهد. بر همین اساس مؤسسه بینالمللی تحلیل کسب و کار مدلی با نام مدل شایستگی تحلیل کسب و کار که در سال ۲۰۱۱ نسخه سوم آن انتشار یافته را ارائه داده است.
یک شخص شایسته کسی است که میتواند نقشهایی را که با آنها مرتبط میباشد، به نحوی مؤثر و به شیوهای که استانداردهای نسبی و قابل قبول پوشش داده شونداجرا نماید. البته باید توجه کرد که احراز شایستگی و شایسته بودن یک نفر دلیلی بر خطاناپذیر بودن وی نخواهد بود. چرا که محیط و شرایط کاری به وسیله عوامل متعدد دیگری تحت تأثیر میباشد[۳].
این مدل میتواند کاربردهای گوناگون توسط سازمان و کارکنان آن داشته باشد. از جمله کسانی که از این مدل استفاده مینمایند، میتوان تحلیلگران کسب و کار، مدیران، رهبران سازمانی و رهبران منابع انسانی را نام برد.
علاوه بر مدل اشاره شده، IIBAمستندی با نام “خودارزیابی تحلیل کسب و کار ” را در سال ۲۰۱۰ ارائه داده است که به کمک آن تحلیلگران کسب و کار میتوانند دانش خود را در مقایسه با استاندارد تحلیل کسب و کار ارزیابی نمایند و محک مناسبی از خود به دست آورند. بدیهی است این ارزیابی برای سازمانها جهت بررسی وضعیت تحلیلگران خود نیز کارا میباشد.
جایگاه تحلیل کسب و کار در سازمانها
همانطور که در بخش۳گفته شد، کسب و کار به مثابه یک سیستم و بالاتر از آن یک سیستم ارگانیک میباشد. بنابراین برخوردی که با این سیستم میگردد، باید از جنس برخوردی باشد که با یک سیستم ارگانیک میشود. پویایی و زنده بودن امروزه بیش از پیش در تار و پود کسب و کارها نفوذ کرده است. بنابراین فرمولهای گذشته برای تحلیل کسب و کار دیگر کارساز نخواهند بود.
معمولاً زمانی که از تحلیل کسب و کار نام برده میشود، یک طیف به این صورت که در یک سر آن فعالیتهای محض کسب و کار مثل فعالیتهای مالی، بازرگانی، مهندسی و غیره قرار داشته و سر دیگر آن که فعالیتهای محض فناوری اطلاعات مثل توسعه سیستم، معماری نرمافزار یا سازمان و غیره قرار میگیرند تصویر میشود. علاوه بر این اگر محیط کسب و کارها را بخواهیم از نظر میزان تأثیرپذیری عوامل داخلی و خارجی مورد بررسی قرار دهیم، به این نتیجه خواهیم رسید که تأثیرپذیری کسب و کارها از عوامل خارجی روز به روز در حال افزایش است. حالتی که در سالیان گذشته نمود نداشته و یا به این شدت نبوده است. موضوع دیگری که سالیان نه چندان زیادی در ذات کسب و کارها نفوذ کرده و عملاً به عنوان جزء جداییناپذیر آنها قلمداد میگردد بحث فناوری اطلاعات و ابزارها و راهحلهای مبتنی بر فناوری اطلاعات است.
بر اساس مطالبی که تا اینجا بیان گردیدند، اگر در گذشته تنها به کسب و کار از یک بعد توجه میشده، اگر کسب و کارها تنها از زاویه عوامل داخلی بررسی میشدهاند، اگر راهحلهای فناوری اطلاعات اصلاً در کسب و کارها حضور نداشته و یا اگر هم حضور داشته در راستای اهداف کسب و کار و همگرا با آن دیده نمیشده، امروزه اوضاع دگرگون شده است و کسب و کارها در این وضعیت دیگرگونه نگاه و مَنِشی جدید را طلب میکنند.
امروزه نقش تحلیلگر کسب و کار در سازمانها یک نقش اساسی و کلیدی است. آنها به عنوان حلکننده مسائل و مشکلات سازمان مطرح میباشند. زمانی بود که این افراد به عنوان نقشی در سر ابتدایی طیفی که در بالا عنوان گردید، قرار میگرفتند. مثلاً تحلیلگر صِرف حوزههای مالی، بازرگانی و غیره. گرچه امروزه همچنان این پستها در سازمانها وجود دارد ولی شاید بتوان گفت طی این سالها و با ورود و گسترش فناوری اطلاعات نوعی استحاله صورت پذیرفته است. بر اساس تحقیقی که محققان مؤسسه فورستردر سال ۲۰۰۸ انجام دادهاند، امروزه نقش تحلیلگران کسب و کار همانند سایر نقشهای فناوری محور، از یک تحلیلگرِ خاصِ یکی از حوزههای کسب و کار یا تحلیلگرِ محضِ مسائل فناورانه فراتر رفته است. این تحقیق بیان نموده است که طی این سالها یک نقش جدید سازمانی با عنوان تحلیلگر فناوری کسب و کار شکل گرفته است که در وسط طیفی که گفته شد قرار میگیرد. این نقش هم از مسائل دامنه حوزه کسب و کار مطلع است و هم از فناوری اطلاعات. بدین معنا که بیشتر حالتی بینوظیفهای و بیندامنهای داشته تا اینکه بر روییک حوزه یا وظیفه مشخص از کسب و کار تمرکز نماید[۵].
در بررسی دیگری که مجله کامپیوتر ورلد برای پیشبینی سال ۲۰۱۲ انجام داده بود، ۲۳% از سوالشوندگان پاسخ داده بودند که قصد دارند در ۱۲ ماه آینده افرادی با مهارت تحلیل کسب و کار را استخدام نمایند. این در حالی است که این عدد در تحقیق سال گذشته همین مجله ۱۳% بوده است[۶].
در تحقیق مجله مانی متعلق به مؤسسه رسانهای سی. ان. ان. تحلیلگر فناوری اطلاعات کسب و کار در سال ۲۰۱۱ به عنوان یازدهمین شغل از نظر میزان رشد در ۱۰ سال اخیر قرار داشته و رشدی معادل ۲۰% داشته است. این در حالی است که میزان رشد همین شغل در سال ۲۰۱۲ به عدد ۱/۲۲% رسیده است[۹].
مارک مک دونالد از تحلیلگران مؤسسه گارتنر معتقد است نگاه قدیمی به تحلیلگران کسب و کار به عنوان افرادی دون پایه در سازمانها و کسانی که صرفاً به دنبال یادداشتبرداری و مستند کردن جزئیات و طراحیBOM براییک محصول بودهاند تغییر یافته و امروزه تحلیلگران کسب و کار با عنوان پرسنل ارشد و حلکنندههای مسئله در سازمانها مطرح میباشند. از نظر ایشان این تغییر بنا به دلیل سه چرخش زیر رخ داده است:
پیچیدهتر شدن مسائل و مشکلات سازمانها.
مطرح شدن فناوری اطلاعات به عنوان یک کالای تجاری با قابلیت بیشتر برونسپاری.
توانایی تخصیص تحلیلگران کسب و کار به واحدهای سازمانی بر خلاف سایر نقشهای درگیر در فناوری اطلاعات.
همچنین به نظر ایشان تحلیلگران فناوری اطلاعات کسب و کارها با دانش، راهبرد و تفکر سروکار دارند. و اینها مسائلی نیستند که بتوان آنها را به راحتی برونسپاری نمود. ولی سایر جنبههای فناوری اطلاعات را میتوان به بیرون سازمان جهت توسعه محول کرد.
ارتباط تحلیل کسب و کار و مدیریت پروژه
تحلیلگر کسب و کار و مدیر پروژه دو نقش بسیار مهم در هر پروژهای محسوب میگردند. امروزه جایگاه این دو نقش در پروژهها و سازمانهای مجری بیش از پیش پررنگتر شده است. نقشهای تحلیلگر و مدیر پروژه، هر دو برای موفقیت یک پروژه لازم و ضروری هستند. این دو از ابتدای پروژه بر اساس یک برنامه منظم، اهدافی را برای به سرانجام رسانیدن پروژه به صورتی درست و شفاف تنظیم نموده و آنها را تا انتها پیگیری مینمایند. میتوان گفت نقشهای مدیر پروژه و تحلیلگر کسب و کار به نوعی مکمل یکدیگر میباشند. چرا که این دو هر کدام حوزههای دانش و مهارتهای خاص خودشان را دارند و با به کاربستن این دانش و مهارتها در یک پروژه است که در انتها توفیق حاصل میگردد.
اگر بخواهیم یک تعریف کلی از وظایف مدیر پروژه و تحلیلگر کسب و کار ارائه نماییم، میتوان گفت که مدیر پروژه مسئول است تا اطمینان پیدا نماید که محصول بموقع و با بودجه مشخص شده به مشتری تحویل میگردد. در صورتی که تحلیلگر کسب و کار مسئول است تا اطمینان پیدا نماید که محصول بر اساس نیازمندیها و به صورتی درست ساخته میشود. همچنین در نگاهی کلانتر مدیر پروژه، منابع پروژه، مثل پول، زمان، تیم اجرایی و غیره، را مدیریت میکند. در حالیکه تحلیلگر کسب و کار ذینفعان پروژه، مثل مشاوران، کاربران نهایی، معمار کسب و کار و غیره را مدیریت مینماید. تفاوتی که در اینجا در تمرکز بر فعالیتها ذکر گردید، دال بر این است که هر دو نقش باید در پروژه حضور داشته باشندو در نتیجه این حضور است که محصولی بر اساس نیازمندیها، در زمان مقرر و با بودجه تعیین شده تولید خواهد شد. جداول (۱) و (۲) شباهتها و تفاوتهای مدیر پروژه و تحلیلگر کسب و کار را بیان مینماید[۷].
تحلیلگر کسب و کار
مدیر پروژه
مهارتهای ارتباطی قوی
مهارتهای ارتباطی قوی
اشراف بر چرخه عمر سیستم (SDLC )
اشراف بر چرخه عمر سیستم (SDLC )
مهارتهای مذاکره و حصول توافق
مهارتهای مذاکره و حصول توافق
مهارتهای قوی مدیریت مشتری و ارتباط با افراد
مهارتهای قوی مدیریت مشتری و ارتباط با افراد
جدول(۱): مقایسه شباهت مهارتهای مدیر پروژه و تحلیلگر کسب و کار
تحلیلگر کسب و کار
مدیر پروژه
تمرکز بر روی جزئیات
توانایی در کلاننگری در پروژه
گوش دادن به پرسنل(SME )
هدایت تیم پروژه
کمک به SME ها برای تشریح چگونگی و چرایی انجام فعالیتهایشان
کمک به افراد (تیم اجرایی پروژه) برای انجام امور
حصول اطمینان از ساخت محصول بر اساس نیازمندیها
حصول اطمینان از تحویل محصول در موعد زمانی و بودجه مقرر
شناسایی مشکلات کسب و کار
برداشتن موانع و مشکلات جاری
مدیریت درخواستهای تغییر نیازمندیها
مدیریت کنترل تغییرات پروژه
انجام وظایف مرتبط با نیازمندیها در WBS
مدیریت ساختار شکست کار (WBS )
دارا بودن مهارتهای بازرسی و نظارتی
دارا بودن مهارتهای مدیریتی
جدول(۲): مقایسه تفاوت مهارتهای مدیر پروژه و تحلیلگر کسب و کار
معمولاً در پروژهها، مدیر پروژه نگران پیشرفت پروژه بر اساس برنامههای زمانبندی شده است و مدام فشار میآورد تا پروژه بر اساس این برنامه جلو رفته و به حرکت خود ادامه دهد. از طرف دیگر تحلیلگر کسب و کار به شدت علاقهمند است تا جزئیات بیشتری نسبت به قبل جمعآوری نموده و امکان تولید محصول بر اساس نیازهای واقعی سازمان بیشتر فراهم آید. بر این اساس در یک پروژه بین این دو نقش باید یک چالش یا یک نگرانی سالم و سازنده به وجود بیاید. اگر هر یک از این دو بر سر مواضع خود کوتاه بیایند پروژه از کنترل خارج شده و در انتها شکست خواهد خورد. مسلماً انجام بهینه وظایف هر کدام از نقشها به تواناییهای آنها نیز بستگی دارد. برای روشن شدن موضوع، چهار حالتی را بررسی میکنیم که در هر کدام مدیر پروژه و تحلیلگر کسب و کار از نظر اجرایی قوییا ضعیف هستند[۷].
مدیر پروژه قوی، تحلیلگر کسب و کار ضعیف: به دلیل اصرار مدیر پروژه نسبت به رعایت برنامههای زمانی و همچنین ضعف تحلیلگر کسب و کار، ممکن است فعالیتهای تحلیلی با عجله و ناقص انجام شوند. در نتیجه تعدادی از نیازمندیهای مهم نیز دارای نقص بوده و یا اینکه برخی از آنها به کلی جمعآوری نخواهند شد. محصولی که در این حالت تولید میشود ممکن است بموقع و در محدوده بودجهای تعیین شده باشد، ولی قطعاً نیازهای سازمان را برآورده نخواهد کرد و از سوی کاربران مورد پذیرش قرار نخواهد گرفت.
مدیر پروژه ضعیف، تحلیلگر کسب و کار قوی: تحلیلگر کسب و کار زمان زیادی را صرف جمعآوری نیازمندیها نموده و علاقهمند است تا همه جزئیات صددرصد کامل و بدون خطا جمعآوری گردند. از طرف دیگر مدیر پروژه نیز به دلیل ضعف خود قادر به کنترل محدودههای بودجهای و زمانی نبوده و خود به خود پروژه با تأخیر و هزینهای بالا به اتمام خواهد رسید. محصولی که در این حالت تولید میشود ممکن است نیازهای سازمان را برآورده کرده و از سوی کاربران مورد پذیرش قرار گیرد ولی قطعاً بموقع و در محدوده بودجهای تعیین شده، نخواهد بود.
مدیر پروژه ضعیف، تحلیلگر کسب و کار ضعیف: در این حالت حتی اگر قویترین متخصصان زمینه کسب و کار یا قویترین تیم اجرایی هم در پروژه حضور داشته باشند، بازهم شکست پروژه تضمین شده خواهد بود. این وضعیت بدترین حالت ممکن بوده و محصولی که تولید خواهد شد در محدودههای زمانی و بودجهای تعیین شده قابل تحویل نبوده و قطعاً نیازهای سازمان و کاربران را نیز برآورده نخواهد کرد. و از سوی کاربران رد خواهد شد.
مدیر پروژه قوی، تحلیلگر کسب و کار قوی: مسلماً این حالت بهترین حالت ممکن بوده و یک توازن خیلی خوب بین جمعآوری نیازمندیها و مدیریت زمان و هزینه برقرار خواهد شد. در این وضعیت چالش و نگرانی سازندهای که به آن اشاره شد، بین تحلیلگر کسب و کار و مدیر پروژه به وجود خواهد آمد. قطعاً محصولی که در این حالت تولید میشود بموقع و در محدوده بودجهای تعیین شده بوده، و نیازهای سازمان را برآورده کرده و از سوی کاربران مورد پذیرش قرار خواهد گرفت.
در استانداردBABOKمدیر پروژه به عنوان یکی از ذینفعان کلیدی تحلیل کسب و کار حضور پررنگی داشته و در بیشتر فعالیتها و حوزههای دانشی این استاندارد به این نقش پرداخته شده است. معمولاً در ابتدای پروژهها تحلیلگر کسب و کار و مدیر پروژه در کنار هم و دوشادوش یکدیگر کار را شروع کرده و روی زمینههاییکسانی کار مینمایند. ولی با ادامه پروژه هر یک بر روی مسئولیتهای خاص خود متمرکز میشوند، گرچه در طول پروژه ارتباط خود را دائماً حفظ خواهند کرد. مدیران پروژه موفق معمولاً برای حصول اطمینان از امکانپذیری و خوش تعریف بودن پروژه از تواناییهای تحلیلی تحلیلگران استفاده مینمایند.
متأسفانه در برخی از سازمانها درک ضعیفی از تحلیل کسب و کار وجود دارد. و به همین دلیل این تصور اشتباه وجود دارد که تحلیل کسب و کار نیز یکی از وظایف مدیر پروژه است. با توجه به مواردی که در این قسمت ذکر گردید، این مسئله و ماهیت موضوع باید بیش از پیش برای خواننده باز شده باشد. بنابراین لازم است تا از این پس بین این دو نقش در پروژهها تفاوت قائل شد. گرچه بحث پیرامون این موضوع خود فصل جداگانهای را طلب مینماید، ولی به عنوان نتیجه از این قسمت باید اشاره شود که لازم است در سازمانها و پروژهها بین دو نقش تحلیلگر کسب و کار و مدیر پروژه مرز و خطکشی مشخصی قائل شد.
تحلیل کسب و کار در توسعه سیستمهای نرمافزاری
تحلیل کسب و کار معمولاً با هدف ارائه یک راهحل به منظور پاسخگویی به نیازهای سازمان انجام میپذیرد. این راهحل میتواند یک سیستم منطقی برای پیادهسازی در سازمان بوده یا یک راهکار مبتنی بر فناوری اطلاعات باشد. در این راستا اهمیت فناوری اطلاعات از یک سو و نقش آن به عنوان ابزاری برای محققسازی منطقهای مورد استفاده در کسب و کار از سویی دیگر باعث شده است تا خود به خود وقتی صحبت از راهحل میشود، یک راهحل مبتنی بر فناوری اطلاعات به ذهن متبادر گردد. گرچه کلیت این مسئله درست نیست، ولی بنا به دلایلی که گفته شد نقش این راهحلها در سازمان و کسب و کارها بسیار مهم و حیاتی است. حال با توجه به اینکه نرمافزار به عنوان گل سرسبد راه کارهای مبتنی بر فناوری اطلاعات مطرح بوده و توسعه آن به شدت وابسته به فعالیتهای بالادستی خود، مثل فعالیتهای تحلیل کسب و کار، میباشد نقش و جایگاه این دو موضوع را به طور خلاصه مرور خواهیم کرد.
معمولاً مهندسان نرمافزار قبل از توسعه نرمافزار، کلیت سیستم را مهندسی مینمایند. فعالیتی که اصطلاحاً به آن مهندسی سیستمگفته میشود، بدین معناست که تمامی اجزاء سیستم شامل سختافزار، نرمافزار، ذینفعان، پایگاههای داده، فرآیندها و غیره شناسایی، استخراج، تحلیل، مدلسازی، اعتبارسنجی و مدیریت میگردند[۸].
به منظور پیادهسازییک سیستم نرمافزاری نیاز است تا دامنه مسئله به دقت و با حساسیت تجزیه و تحلیل گشته و نهایتاًیک مدل منطقی قابل فهم برای تیم توسعه آماده نمود تا بتوان بر روی آن فناوری سوار نموده و به آن جان بخشید. جان بخشیدن در اینجا به معنای خارج کردن از حالت منطقی و عینیت دادن به مدل است. اگر بخواهیم سادهتر صحبت کنیم، میتوان گفت تبدیل کردن مدل به یک برنامه نرمافزاری قابل اجرا در کامپیوتر.
سلسه مراتب مهندسی کردن سیستم، که خود حکایت از نوعی انتزاع نیز دارد، به صورت شکل (۲) قابل مدلسازی میباشد. همانطور که در شکل دیده میشود، قبل از انجام فعالیتهای مرتبط با مهندسی نرمافزار باید واحد یا واحدهای سازمانی مورد تحلیل قرار گیرند. همچنین بالاترین سطح سازمان مورد مطالعه و واحدهای آن مشاهده میگردند. این شکل به خوبی جایگاه تحلیل کسب و کار و مهندسی کردن آن تا توسعه سیستم نرمافزاری مورد نظر برای استقرار در این سازمان را نمایش میدهد.
قبل از ادامه این بحث لازم است تا به سرعت اتفاقی که چندسالی است در کسب و کارها افتاده است را مرور نماییم. زمانی محصولاتی در بازار صرفاً به اتکای ویژگیهای فنییا شاخص آنها، بیرقیب و ممتاز بودند. رفته رفته این وضعیت تغییر حالت داد تا اینکه امروزه ممتاز بودنِ یک محصول به ارزشی که به واسطه آن نصیب مصرفکننده مینماید، مشخص میگردد. دیگر استفاده صرف از آخرین فناوریهای روز یا گرانترین مواد اولیه و غیره امتیاز محسوب نمیشود بلکه خلق زنجیره ارزش برای مشترییا فراتر از آن برای کسب و کار به واسطه استفاده از آن محصول است که مورد توجه قرار گرفته است. امروزه ما دیگر به ابزارها و خدمات تجارت الکترونیکی تنها به این دلیل کهamazon.com را پیادهسازی کنیم، نیاز نداریم. بلکه میخواهیم فناوری اطلاعات به نیازهای کسب و کار پاسخ داده و راحتی تجارت و افزایش سود را به دنبال داشته باشد. شاید همه اینها موضوعاتی بودند که باعث شدند شرکت آمازون چند سال قبل تغییر راهبرد داده و از کتاب فروش بودن صرف دست کشیده و خود را به عنوان ارائه کننده خدمات تجارت الکترونیکی معرفینماید. و در اقدامی تعجب برانگیز کتاب فروشهای سنتی را نیز دعوت به استفاده از این گونه خدمات کرد.
شکل(۲): سلسله مراتب مهندسی کردن سیستمهای کسب و کار
همه این شواهد و قرائن بیانکننده یک چیز هستند و آن اینکه سازمانها و شرکتهای توسعهدهنده نرمافزار تنها با داشتن برنامهنویسان و طراحان پایگاههای داده و متخصصان امنیت نرمافزار خوب و حرفهای، دیگر راه به جایی نخواهند برد. چاره کار استفاده از تحلیل کسب و کار و تحلیلگران کسب و کار برای ارائه راهحلهای نرمافزاری موفق است. نرمافزارهایی که نیازهای ذینفعان خود را به خوبیپاسخ دهند.
علاوه بر مواردی که گفته شدند، امروزه نیازهای فناوری اطلاعات در سازمانها نظیر راهحلهای برنامهریزی منابع سازمانی نه تنها در واحدهای متفاوت بلکه در کل سازمان گسترده و پخش شدهاند. همچنین ورود فناوریهای نرمافزاری جدیدتر همانند معماری سرویسگرا نیاز به درک عمیق از هر دو حوزه کسب و کار و فناوری اطلاعات را ضروری میسازد. طبیعتاً سازمانی نیز که در پی توسعه نرمافزارهایی بر پایه این گونه ابزارها و فناوریهاست، باید از متخصصانی استفاده نماید که به هر دو حوزه تسلط داشته باشند. یا اینکه با ادبیات دو حوزه آشنا بوده و بتوانند بین آنها ارتباط برقرار نمایند. مسلماً با توضیحات داده شده این کار از عهده تحلیلگر کسب و کار فارغ از عنوان و سمت سازمانی وی، بر خواهد آمد.
نتیجهگیری
میتوان گفت که کسب و کارها امروزه برای موفقیت خود نیاز به استفاده از فناورهای اطلاعاتی دارند. و فناوری اطلاعات نیز همانند هر فناوری و ابزار دیگری که در سازمان به کار گرفته میشود، باید به کسب و کار سازمان ارزش خاصی را ارائه نماید. برای این که بتوان راهحلی مبتنی بر فناوری اطلاعات برای کسب و کارها ارائه نمود که در عین فناورانه بودنش ارزش مورد انتظار را نیز تحویل دهد، میبایست راهحل مورد نظر نیازمندیهای کسب و کار و ذینفعان را پوشش دهد. و تنها رسیدن به این سطح از رضایت ذینفعان، تحلیل کسب و کار میباشد. امروزه استفاده از تحلیل کسب و کار با تعریف خاص خود و استانداردی که IIBA ارائه میدهد در کسب و کارها گریزناپذیر شده است. سازمانها باید به این سمت حرکت نمایند که هیچ راهحلی را بدون تحلیل دقیق شرایط و کسب و کارشان مورد پذیرش قرار ندهند. سازمانهایی که این هدف را دنبال میکنند میتوانند از استاندارد BABOK و بهرهگیری از آن در کسب و کارشان استفاده نمایند.
علاوه بر مطالب فوق یک نتیجه مهم دیگر از مطالبی که طی این مقاله ارائه شدندنیز میتوان گرفت و آن تحول نرمی است که در صنعت نرمافزار، البته به واسطه تغییر و تحول رخ داده در دنیای کسب و کار، افتاده است. شرکتهای توسعهدهنده نرمافزار به ویژه شرکتها و توسعهدهندگان ایرانی، باید سعی نمایند تا هر چه بیشتر دامنه تغییرات روی داده را درک نموده و در فرآیندهای توسعه محصول نرمافزاری تجدید نظر کنند. مطمئناً بحث پیرامون این موضوع خود مقالهای جداگانه را میطلبد ولی در همین حد میتوان گفت که بین این تغییرات و به کارگیری نقشهایی همانند تحلیلگر کسب و کار در فرآیند توسعه نرمافزار ارتباط مستقیمی وجود دارد.
بهینه سازی موتورهای جستجو (سئو)
رتبه خود در موتورهای جستجو را بالا ببرید.
بهینه سازی برای موتورهای جستجو (SEO) فرآیند بهبود نمایان بودن یک وبسایت یا یک صفحه وب در موتور های جستجو، از طریق روش های ارائه نتایج جستجوی طبیعی و یا غیر پولی است. در کل، هرچه یک صفحه در جایگاه بالاتری در صفحه نتایج موتور های جستجو قرار گیرد، بازدید کنندگان بیشتری خواهد داشت. بهینه سازی برای موتورهای جستجو (SEO) ممکن است انواع مختلفی از جستجو را هدف قرار دهد، مثلاً جستجوی عکس، جستجوی منطقه ای، جستجوی ویدئو، جستجوی علمی، اخبار و یا جستجو های تخصصی صنعتی و … .SEO ، به عنوان یک راهبرد بازاریابی اینترنتی، مسائلی از قبیل نحوه عملکرد موتورهای جستجو، موارد مورد جستجوی مردم، و کلمات کلیدی که مردم برای جستجو در یک مورد خاص تایپ می کنند، و موتورهای جستجوی هدف مشتریان را در نظر می گیرد. بهینه سازی یک وب سایت می تواند شامل ویرایش مطالب آن و یا ویرایش کد های HTML و دیگر کدهای یک وب سایت باشد، که هر دو تأثیر به سزایی در افزایش کلمات کلیدی و پاک کردن بار اضافی اندیس های موتور های جستجو دارند. همچنین ایجاد لینک های داخلی و خارجی، یکی دیگر از تاکتیک های SEO است. بهینه سازی برای موتور های جستجو یکی از حیاتی ترین جنبه های اداره یک تجارت موفق آنلاین می باشد. خیلی از شرکت ها هزینه های زیادی برای طراحی وب سایت خود هزینه می کنند، اما اهمیت بهینه سازی برای موتور های جستجو و بازاریابی اینترنتی را فراموش می کنند.
در نتیجه، وب سایت آنها در رتبه ی پایینی از موتورهای جستجو قرار می گیرد، جایی که مشتریان آنها برای پیدا کردنشان باید به سختی تلاش کنند. با برخی تکنیک های پیشرفته بهینه سازی برای موتورهای جستجو و تکنیک های بازاریابی، وب سایت شما می تواند در رتبه بندی نتایج جستجو به رتبه بالاتری دست پیدا کند، و در نهایت ترافیک هدفمند بیشتری به سوی وب سایت شما فرستاده خواهد شد. زمانی که شما تصمیم به سئو سایت خود میگیرید درواقع اولین قدم بلند خود را در زمینه بالاتر بردن نرخ تبدیل سایت از نقطه ابتدایی به عنوان یک بازدیدکننده ساده به یک مشتری و یا کسی که از خدمات شما استفاده میکند برداشته اید، یکی از هنرهای ما وصل کردن این دونقطه و نقاط میانی آن به یکدیگر است.
برخی از شرکت های ارائه دهنده خدمات سئو (SEO) اعلام می کنند که به شما جایگاه اول موتور های جستجو را می دهند. اما متأسفانه چنین چیزی امکان پذیر نیست – هیچ تضمینی برای همه وجود ندارد که حتی به صفحه اول نتایج راه پیدا کنند. امسپاد اظهار به انجام کارهای غیر واقعی نمی کند، اما ما موفقیت قابل توجهی در زمینه به دست آوردن بیشترین رتبه برای چندی از مشتری هایمان و همچنین خودمان را در کارنامه خود داریم. که این دقیقاً علتی است که شما در حال خواندن این متن هستید. همچنین بسیار دیده شده که شرکت هایی با عنوان انجام سئو ارزان و ارائه پلن ها قیمت های کاملا غیر واقعی قول رتبه های بالا را در موتورهای جستجو میدهند .این مجموعه ها معمولا با انجام روشهای غیر قانونی و اشتباه در زمینه بهینه سازی سایت و حتی در برخی از موارد طراحی وبسایت باعث نابودی برند مورد نظر در موتورهایی مانند گوگل ، یاهو و بینگ می شوند.
خدمات موتورهای جستجویی که ما ارائه می دهیم:
متخصصان تیم بهینه سازی برای موتورهای جستجو ما خدمات بهینه سازی با کیفیت و نتایج ماندگار ارائه می دهند. ما از راهبردهای طبیعی سئو استفاده می کنیم تا رتبه وب سایت شما را به مانند ترافیک و بازدید آن افزایش دهیم.
برخی از خدمات بهینه سازی خارج از سایت
• سیستم ایجاد و تحلیل کلمات کلیدی هدف (متا)
• سیستم ایجاد و تحلیل عنوان های هدف (متا)
• توضیحات هدف (متا)
• مدیریت و تنظیم مطالب دو برابر دقیق تر از حالت معمول
• تحلیل ساختار لینک های داخلی
• ایجاد نقشه سایت XML
• تنظیم متون Robots
• بهینه سازی تگ های H1 و H2
• بهینه سازی و ترمیم خطاهای CSS و HTML
• بهینه سازی برچسب های اضطراری تصاویر
• ترمیم لینک های آسیب دیده / معیوب
تغییرات در سئو داخلی به صورت مستقیم در وب سایت شما قابل دیدن هستند. ولی عملکرد سئو خارجی مانند قسمت پایینی کوه یخ شناور کمتر دیده می شود. برای تغییرات خارجی موثر در بهینه سازی وب سایت باید آنالیزهای بسیار دقیقی انجام دادم و قسمتی که در زیر آب قرار دارد هم مورد بررسی قرار بگیرد.
ما همچنین خدمات گزارش دهی و تحلیل هفتگی و ماهانه از موارد زیر ارائه می دهیم:
• تحلیل ترافیک (بازدید سایت)
• تحلیل ساختار لینک ها
• ردیابی بازدید کننده
• رده بندی کلمات کلیدی
• تحلیل گوگل
• کمپین تبلیغات پولی و کلمات تبلیغاتی گوگل
به مانند هر چیز دیگری، سایت شما و ملزومات سئو آن کاملاً خاص هستند. ما هر گونه خدمات سئو را که مد نظر شما باشد ارائه می دهیم تا خدماتی در حد نیاز شما ارائه کرده باشم!
چرا باید سایت خود را بهینه سازی کنید؟
طراحی و ساختار وب سایت شما تنها شروع به دست آوردن موفقیت آنلاین برای تجارت تان است. سایت شما ابتدا باید بهینه شود و سپس به موتور های جستجوی اصلی معرفی شود، مانند گوگل، یاهو، MSN و … . اگر وب سایت شما بهینه سازی نشده باشد، شانس این که تجارت الکترونیک شما در دنیای اینترنت و از طریق موتورهای جستجو یافت شود، بسیار کم خواهد بود. در حال حاضر، بیش از 70% تراکنش های تجارت الکترونیکی از یک اندیس موتور جستجو ریشه می گیرند. اگر سایت شما در چنین لیست هایی موجود نباشد، ممکن است هیچ وقت توسط عده کثیری از مشتریان بالقوه تان که از اینترنت به عنوان منبع جدید تجارت استفاده میکنند، پیدا نشوید. اصلی ترین مزیت استفاده از سئو شانس به نهایت رساندن پتانسیل فعالیتی تجارت تان به حداکثر می رسد و مردمی را که به محصول شما علاقه مندند را به سوی شما می آورد تا از خدمات و محصولات شما بهره مند شوند.
چرا بهینه سازی برای موتور های جستجو (SEO) مهم است؟
مطرح بودن در وب (حضور در وب) عنصر حیاتی بسیاری از تجارت ها شده است، که برای دلایل مختلفی از تبلیغات تا بازاریابی، و در کل برای گسترش تجارت در دنیای وب مورد استفاده قرار گرفته است.
به دست آوردن رتبه بالا در موتور های جستجو نیازمند اختصاص زمان و تلاش خاصی است، که شامل استانداردهای خاصی است، مانند این که ما چگونه سایت شما را احداث می کنیم، چگونه گرافیک سایت شما را طراحی می کنیم، چگونه کد های شما را ویرایش می کنیم و غیره. این تکنیک ها می توانند بازدید و ترافیک با کیفیتی را به سایت شما بکشانند، بدون نیاز به تبلیغات بصری سنتی، تنها از این طریق که اطمینان حاصل می شود که شما توسط افرادی که دنبالتان می گردند پیدا می شوید.
مزیت های بهینه سازی برای موتورهای جستجو (SEO)
همانطور که قبلاٌ هم گفتیم، سئو یکی از حیاتی ترین عناصر در بیشینه کردن پتانسیل ترافیکی یک وب سایت است. بیش از 600 میلیون جستجوی آنلاین در طی هر ما در انگلستان انجام می شود و 85% کل کاربران اینترنتی معمولاً چیزی که به دنبالش می گردند را از طریق سایت های جستجو پیدا می کنند. با اجازه دادن به امسپاد برای پیاده سازی راهبردهای SEO برای حضور بخشیدن به وب سایت شما در دنیای وب، این اطمینان را می دهد که وب سایت شما توسط بیشترین تعداد کاربر اینترنتی ممکن پیدا می شود.
تبلیغات کلیکی (PPC) چیست؟
کمپین های بازاریابی پرداخت برای هر بار کلیک یکی از موفق ترین روش های افزایش مستقیم بازدید وب سایت ها است. مشابه روش های تبلیغات سنتی، موتورهای جستجو با دریافت هزینه شما را در داخل لیست هایی می گذارند که در ازای هر بار کلیک کاربر بر روی لینک ارائه شده از تبلیغ کننده (صاحب سایت) پول دریافت می کنند. این لیست همان لیستی است که شما را در سه نتیجه اول هر جستجوی مرتبط قرار می دهد. این روش موثرترین روش برای تضمین قرار گرفتن در بالای لیست هاست، بنابراین راهبردی است که به زودی محبوبیت بالایی پیدا خواهد کرد.
امسپاد در کنار شما خواهد بود تا به شما در انتخاب بهترین کلمات کلیدی و قیمت گذاری برای هر بار کلیک تصمیم بگیرید. این مسئله به شما کمک خواهد کرد تبلیغاتی ایجاد کنید که کلیک بیشتری داشته باشند، که مسلماً در فروش بیشتر خدمات یا محصولات شما کمک خواهد کرد.
مزایای تبلیغات به روش تبلیغات کلیکی(PPC)
کمپین های تبلیغات کلیکی برای بازاریابی آنلاین مزایای متعددی دارند. برای مثال، نیاز به هیچ گونه تغییری در طراحی وب سایت تان نیست، و همانند کمپین بهینه سازی برای موتور های جستجو (SEO) منجر به افزایش ترافیک هدفمند و با کیفیت از سوی موتورهای جستجو می شود. این امکان وجود دارد که تعداد بازدید کنندگان وب سایت شما و میزان هزینه پرداختی بابت کمپین را به طور دقیق محاسبه کنید. همانطور که قبلاً هم گفته شد به شما کمک خواهیم کرد تا عناوین مورد جستجو را انتخاب کنید و شما قادر خواهید بود که به هر تعداد عنوان مورد دلخواه تان، چه کم و چه زیاد انتخاب کنید، و این موضوع به شما اجازه می دهد تا یک بودجه ماهانه تعیین کرده و به آن پایبند باشید. مزیت دیگر این است که این نوع کمپین ها می توانند در طول مدت زمان کوتاهی اجرا شوند.
ایجاد لینک چیست؟
ایجاد لینک هم همانند مباحث دیگر نقش به سزایی در موقعیت یابی در میان نتایج جستجو و همچنین نقش واضحی در افزایش بازدید کنندگان وب سایت تان دارد. خیلی از موتور های جستجو به این موضوع بسیار اهمیت داده و بنابراین از تعداد و کیفیت لینک هایی که از سایت های دیگر به وب سایت شما داده شده اند فاکتوری برای الگوریتم رتبه دهی به سایت شما می سازند. یعنی شما باید از سایت هایی لینک داشته باشید که موتورهای جستجویی مثل یاهو، گوگل و MSN آن سایت ها را دارای اهمیت می دانند. بنابراین امسپاد سایت هایی را مورد هدف قرار می دهد که به شما با ارزشترین لینک ها را ارائه دهند.
مزایای ایجاد لینک
ایجاد لینک، یک مزیت برای رتبه شما در موتور های جستجو است، چرا که موتورهای جستجو معمولاً تعداد لینک های به وبسایت شما را در الگوریتم هایشان در نظر می گیرند. در نتیجه این موضوع به این معنی است که بازدید حاصل از موتورهای جستجو به صورت موثرتر و با کیفیت تری به وب سایت شما ارسال شده و همچنین به این معنی است که سایت شما به صورت راهبردی بر روی سایت های دیگر و لیست های موجود دیگر بر روی اینترنت لینک خواهد داشت.
استفاده از ابزارهای تبلیغاتی
در عصر امروز تبلیغات دیگر به تبلیغات تلویزیونی و روزنامه ای محدود نمیشود. اکنون و در دنیای امروز روشهای نوینی برای تبلیغات مورد استفاده قرار میگیرد که نگاهی به این روشهای مدرن در ایجاد دیدی گسترده نسبت به این مقوله میتواند بسیار مفید باشد و ایدههای کارآمدی را در ذهن فعالان این حوزه ایجاد کند.
امروزه تبلیغات و بازاریابی بخشی ضروری از دنیای تجارت را تشکیل میدهد. اگر محصولی خوب یا خدماتی مفید و کارآمد در اختیار داشته باشید، باید از هنر چگونگی فروختن آن نیز برخوردار باشید. البته با این وجود هنوز هم آژانسهایی هستند که برای تبلیغات محصولات خود از روشهای قدیمی و سنتی استفاده میکنند اما از سوی دیگر بازیگران پیشرویی در این بازار وجود دارند که به استفاده از روشهای جدید و مدرن تبلیغات علاقه مند شده اند.
آژانسهای تبلیغاتی زیادی وجود دارند که که استفاده از این روشهای مدرن را در دستور کار تبلیغاتی خود قرار داده اند و از ایدههایی که واقعا جدید و مبتکرانه هستند در تبلیغات خود استفاده می کنند. تبلیغات روزنامهای و آگهیهای تبلیغاتی ورقهای دیگر کارآیی ندارند.
اشخاصی که هنوز به تبلیغات روزنامه ای، تلویزیونی یا رادیویی امیدوار هستند و گمان می کنند که این تبلیغات میتواند در فروش محصولات و خدمات آنها مفید بوده و در این امر نقش مثبتی دارد باید در دوره های جدیدی که روشهای جدید و ایدههای جدید تبلیغات را آموزش میدهد شرکت کنند. در این مقاله سعی بر این است که به طور مختصر این روش های تبلیغاتی مدرن به مخاطبان ارائه شده و به آنها شناسانده شود.
تکنیک های تبلیغاتی؛ ابزارهایی نوین برای رونق شرکتها
تکنیکهای تبلیغاتی متفاوت و متنوعی وجود دارد که اکنون برای تبلیغات محصولات و خدمات مورد استفاده قرار میگیرد. البته در این مقاله برخی از جدیدترین و داغ ترین گرایشهای تبلیغاتی که به شهرت بسیاری در جهان دست پیدا کردهاند به مخاطبان ارائه میشود چرا که همه اکنون به دنبال روشهای انگیزشی جدیدی هستند که بتوانند از آنها استفاده کنند. بسیاری از روش های تبلیغاتی جدید نتیجه ظهور اینترنت و برخی دیگر تنها ایدههایی ناب و اصیل هستند که تبلیغات رسانه ای فعلی را به روش هایی بسیار جذاب و برجسته تبدیل کردهاند.
تبلیغات اینترنتی مفهوم گسترده ای است و انواع متفاوتی را در بر میگیرد. برخی از این روش های تبلیغاتی اینترنتی اکنون نیز مورد استفاده قرار می گیرند. تبلیغات ایمیلی یکی از این روش ها است و تبلیغات بنری، تبلیغات پیکسلی ، تبلیغات وبلاگی ، تبلیغات کلیدواژه ای و در نهایت تبلیغات موقعیتی نیز نوع دیگری از تبلیغات اینترنتی هستند.
برخی از این روشهای نوین که استفاده از آنها اکنون رواج بیشتری دارد بدین ترتیب هستند:
تبلیغات بنری مبتنی بر وب
همانطور که تبلیغات بیلبوردی پیش از این در جاده ها مورد استفاده قرار میگرفت نوع مشابه این تبلیغات در فضای مبتنی بر وب مطرح است. آیا تا به حال به نوارههای تبلیغاتی که در بالای صفحات وب در حین کار و مطالعه ظاهر می شود دقت کردهاید؟ این نوارهها در حقیقت همان بنرها هستند.
بنرهای مبتنی بر وب یا بنرهای وبی معمولا با استفاده از تصاویر و یا برنامه جاوا و یا هر برنامه چندرسانه ای و انیمیشنی دیگر ساخته می شوند. بنرهای وبی معمولا به صفحات وبی لینک میشوند که با محتوای وب سایت های موجود ارتباط دارند.
تبلیغات دسته سیار موسیقی
این نوع تبلیغات مساله خاصی نیست اما یک تکنیک تبلیغاتی پروپاگاندا است که هدف آن متقاعد کردن کاربر است به خرید یک محصول با این ابزار که اشخاص دیگر نیز از این محصولات استفاده می کنند و این کار به نفع صاحب برند است و بنابراین به هر قیمتی که شده او تمایل دارد که این کار را انجام دهد. اجرای این نوع تبلیغات یا همان پروپاگاندا، کاربر و مصرف کننده را وادار می کند که حداقل در مورد خرید محصول مورد تبلیغ اندکی فکر کند و از نظرات دیگران درباره این محصول با اطلاع شود و در انتها خود نیز به یکی از اعضای باند تبلیغ کننده آن محصول تبدیل شود.
تبلیغات این گونه ای در حقیقت یک استراتژی است که بر اساس روانشناسی مصرف کننده انجام می شود بنابراین تکنیکی موثر است که می تواند در هر رسانهای چه به صورت چاپ شده، الکترونیک یا پخش گسترده مورد استفاده قرار بگیرد.
تبلیغات تشویقی
تبلیغات تشویقی و ترغیبی عبارت است از استفاده از آیتمهای هدیهای تبلیغاتی یا رویدادهای رسانه ای ترغیبی و تشویقی که به جلب توجه عمومی کمک بسیاری میکند و روشی است موثر برای تبلیغات.
توزیع هدایای تبلیغاتی و تشویقی یک تکنیک تبلیغاتی است که میتواند خلاقیت و نوآوریهای بسیاری را داشته باشد و در عین حال بسیار موثر و کارآمد باشد.
قدردانی و پشتیبانی
آیا تا بحال به این موضوع فکر کرده اید که چرا هنرپیشهای مانند کیانا ریوز یک بار در برخی از تبلیغات اجرا شده برای فروش محصولات کورن فلکس شرکت کرد؟ آیا این کار مزیتی برای آن شرکت به حساب می آمده است؟ به وضوح مشخص است که پاسخ به این سوال مثبت است. به طور قطع حمایت و پشتیبانی یک هنرپیشه یا هنرمند معروف می تواند دلیلی کافی برای برخی مشتریان باشد که حتی برای یک بار هم که شده محصول مورد پشتیبانی آن هنرمند یا شخصیت برجسته را امتحان کنند. نوع دیگری از این تکنیک تبلیغاتی مقوله ای است که تبلیغات غیر مستقیم و نهفته نام دارد. این نوع تبلیغات به استفاده از نامهای برندها یا محصولات واقعی در فیلم ها یا سریالها و برنامههای تلویزیونی می پردازد و به طور غیر مستقیم آن محصولات و برند ها را تبلیغ می کند.
تبلیغات پوششی و جایگزین
برخی قوانین ملی کشورهای مختلف تبلیغ محصولات مخدر مانند خوردنیهای الکلی و یا دخانیات را ممنوع کردهاند. به همین سبب بسیاری از برندهای پوششی به وجود آمدند که با تکنیکی خاص تنها به تبلیغ و ترویج نام برندی پوششی می پردازند که به نوعی یادآور محصولات برندی است که تبلیغ آنها ممنوع اعلام شده است.
تبلیغات پیکسلی
تبلیغات پیکسلی نوع جدیدی از تبلیغات اینترنتی است که در آن هزینه تبلیغات بر اساس تعداد پیکسلهایی که آن تبلیغات اشغال میکند محاسبه میشود.
این نوع تبلیغات از اواخر سال 2005 رونق گرفت و وارد انواع تکنیک های تبلیغاتی شد. در آن سال یک دانشجوی بریتانیایی با نام «الکس تیو» وب سایتی را ایجاد کرده بود و نام آن را «صفحه اصلی میلیون دلاری» گذاشته بود. در این صفحه تبلیغ کنندگان میتوانستند فضای تبلیغاتی را خریداری کنند و بهای این فضا بر اساس پیکسلهای اشغال شده برای آن تبلیغات محاسبه میشد به طوری که برای هر پیکسل یک دلار پرداخت می شد و محدودیت یک میلیون پیکسلی نیز در این فضا وجود داشت. علاوه بر گزینه های مبتنی بر فضا که از سوی وب سایتهای میزبان ارائه میشد گزینه دیگری نیز وجود داشت که در آن از نسخه پیکسلی خودت آن را انجام بده[1]استفاده شده بود که این اطمینان را ایجاد می کرد که اشخاصی که شناختی از سیستم پیچیده تبلیغات پیکسلی ندارند می توانند در وب سایتهای خود بدون هیچ مشکلی و سردرگمی از این تکنیک استفاده کنند. برخی از پرمصرف ترین و رایج ترین نسخههای پیکسلی DIY نسخه میلیون پیکسل و نسخه تبلیغات پیکسلی GPix است.
تبلیغات موقعیتی[2]
آیا تا بحال به این نکته توجه کردهاید که چگونه گوگل تبیلغاتی را تولید میکند که به دامنه مباحث جستجو شده توسط شما ارتباط دارد؟
یا اینکه اخیرا به تبلیغات گوگلی که درسرویس پست الکترونیک گوگل در کنار ایمیل های شما نمایش داده میشود توجه کردهاید؟
نخستین سرمایهگذاری سایت گوگل در حوزه این نوع تبلیغات که تبلیغات موقعیتی و مبتنی بر موقعیت نامیده می شود با نام حالت تبلیغاتی گوگل[3] انجام شد. تبلیغات موقعیتی یکی از انواع بسیار هدفمند و تخصصی تبلیغات در فضای بازاریابی اینترنتی است که در آن تبلیغات توسط سیستمهای خودکار و مبتنی بر محتوای مشاهده شده توسط یک کاربر خاص انتخاب شده و برای کاربر به نمایش گذاشته میشود. سیستم های خودکار، متن وب سایت مورد مشاهده کاربر را از لحاظ کلیدواژه ها اسکن می کنند و تبلیغاتی را که با محتوای مورد استفاده کاربر هماهنگی داشته باشد را برای کاربر ارسال می کنند. بسیاری از موتورهای جستجو نیز از تبلیغات موقعیتی برای نمایش تبلیغات هماهنگ با محتوای مورد جستجوی کاربر بر روی صفحات نتیجه جستجوی وی استفاده میکنند. پس از آغاز این کار برای اولین بار توسط گوگل سایتها و موتورهای جستجوی دیگری چون یاهو و مایکروسافت نیز این کار را انجام دادند.
تبلیغات کلیدواژهای
تبلیغات کلیدواژهای[4] همان نوع تبلیغاتی است که با نام تبلیغات پولی به ازای هر بار کلیک کردن[5] یا تبلیغات هزینهای به ازای هر بار فعالیت نیز شناخته میشود. با وجود اینکه یاهو نخستین شرکتی بود که در این نوع تبلیغات سرمایهگذاری کرد اما برنامه تبلیغات کلیدواژهای گوگل پس از آغاز عرضه به محبوبیت بسیار بیشتری دست پیدا کرد. برخی از موتورهای جستجوی مشهوری که این نوع تبلیغات را ارائه میکنند، عبارتند از یاهو!، مرکز تبلیغاتی مایکروسافت، Miva و Look Smart.
تبلیغات وبلاگی
بعضی از اشخاص هنوز هم گمان میکنند که یک وبلاگ چیزی نیست جز یک ژورنال آنلاین، اما واقعیت اکنون چیز دیگری را نشان میدهد. به علت محبوبیت بسیار زیاد وبلاگها، تبلیغ کنندگان به طور هوشمندانهای از این وبلاگها به عنوان تبلیغاتی کارآمد و ابزارهای بازاریابی استفاده میکنند. وبلاگهای شرکتی روش و ابزاری بسیار عالی برای شرکتهایی هستند که از طریق اینترنت به مشتریان خود دسترسی دارند. وبلاگهای تبلیغاتی اغلب از تکنیکهای بازاریابی موتورهای جستجو استفاده میکنند که دستیابی به نتیجههای بهتر را در فضای وب تضمین میکنند.
تبلیغات حمامی [6]
انتخاب این نام برای نوعی از تبلیغات که شاید چندان مورد توجه فعالان حوزه تبلیغات قرار نگرفته است شاید اندکی تعجب برانگیز باشد. تبلیغات حمامی چیزی نیست جز نصب تبلیغات در فضاهای عمومی تعبیه شده برای استراحت مردم. تحقیقی انجام شد که در آن از یک گروه از مردم که این مکانهای استراحت عمومی را مشاهده میکردند مورد سنجش قرار گرفته بودند و از آنها پرسیده شد که آیا به تبلیغات نصب شده در ان مکانها توجه میکنند یا خیر، و جالب توجه اینکه درصد بالایی از این اشخاص اظهار کرده بودند که این تبلیغات بسیار مورد توجه آنها قرار می گیرد.
بدین ترتیب میتوان به این نتیجه گیری رسید که مردمی که در این استراحتگاه ها حتی برای مدتی کوتاه درنگ میکنند مخاطبان هدف بسیار خوبی برای این نوع تبلیغات هستند. البته این نوع تبلیغات هنوز جایگاه خود را در میان تبلیغ کنندگان پیدا نکرده است اما در آینده با پی بردن به مزایای این نوع تبلیغات، به تبلیغاتی بسیار کارآمد و موثر تبدیل خواهد شد.
تبلیغات موبایلی
گرچه دریافت تبلیغات از طریق تلفن همراه می تواند بعضی اوقات بساری آزاردهنده باشد و حالت مزاحمت را به خود بگیرد اما آمار و ارقام منتشر شده نشان دهنده آن است که تبلیغات موبایلی یکی از موثرترین انواع تبلیغات به شما می رود. اغلب اوقات تبلیغ کنندگان به اطلاعاتی حاوی شماره موبایل مشتریان فعلی و بالقوه خود دسترسی دارند یک پیام کوتاه بر روی تلفن همراه به ندرت از سوی مخاطب نادیده گرفته می شود و بنابراین می توان چنین روشی را روش یا ابزار تبلیغات و بازاریابی بسیار موثری به شمار آورد.
تبلیغات از طریق روابط عمومی
حفظ و توسعه روابط عمومی مناسب، ابزار بازاریابی مهمی برای شرکتهایی است که به دنبال حفظ تمایل و علاقمندی کارمندان خود و هم چنین مشتریان خود هستند. این نوع تبلیغات نه تنها راهی برای مطرح کردن شرکت در ملاء عام و اجتماع است بلکه روشی است بسیار عالی برای ایجاد و حفظ تصویر و هویتی ویژه از برند شرکت در دید مخاطبان و مشتریان. بدین ترتیب روابط عمومی ابزار تبلیغاتی مهمی است که از سوی برخی از شرکت ها برای دستیابی به سرمایه گذاران بهتر ، کارمندان حرفه ای تر و مهمتر از آنها، مشتریان بالقوه و بالفعل مورد استفاده قرار می گیرد.
سخن آخر
همانگونه که مشاهده می شود مبحث تبلیغات اکنون گستردگی بسیار زیادی پیدا کرده است و به روش های نوینی دست یافته است که ده سال پیش در هیچ کجا سخنی از آنها نبود. یکی از دلایل این پیشرفت و نوآوری در حوزه تبلیغات تکامل و پیشرفت فناوری های مختلف است. اکنون هر جایی که می رویم به طور قطع آثاری از تبلیغات را در آن مکان و موقعیت می بینیم و انواع متفاوتی از آن را تجربه می کنیم. اما آنچه در این میان از اهمیت بیشتری برخوردار است شناخت مشتریان بالقوه حوزه های مختلف برای استفاده بهینه از هریک از ابزارهای تبلیغاتی مدرنی است که در این مقاله به آنها اشاره کردیم.
بومی کردن این تبلیغات نیز مساله دیگری است که باید مورد توجه بخش های تبلیغات و روابط عمومی شرکت ها و سازمان ها بزرگ قرار گیرد تا نتیجه حاصل از به کارگیری این روش ها بهترین نتیجه ممکن باشد. بخش های روابط عمومی سازمانها و شرکتها یکی از بخش هایی هستند که در شناسایی مشتریان و به دنبال آن بررسی نیازهای جامعه در حوزه تبلیغات نقش پررنگی ایفا می کنند . انجام این کار و استفاده از ابزارهای مناسب تبلیغاتی تنها هنگامی عملی می شود که فعالان حوزه تبلغات و روابط عمومی خود اشراف کاملی به روش های تبلیغاتی و از سوی دیگر بازار هدف این روش ها داشته باشند تا بتوانند بهترین مخاطب را برای روش های مختلف انتخاب کنند