
ما شواهد قبلی مبنی بر اینکه عدم قطعیت خطمشی در سطح ملی بر سیاستهای نقدی شرکتها تأثیر میگذارد را گسترش میدهیم و فرض میکنیم که جغرافیای سیاسی تأثیر قابلتوجهی بر داراییهای نقدی شرکتها دارد، زیرا تغییرات دوسالانه در مکان شرکتها بر روی نقشه سیاسی منجر به هم زمان و هم از نظر مکانی میشود. سطوح مختلف مواجهه با ریسک سیاست ما از یک شاخص سطح ایالتی از همسویی سیاسی با رئیس جمهور به عنوان نماینده جغرافیای سیاسی استفاده می کنیم و به طور تجربی تأیید می کنیم که شرکت های مستقر در ایالت های نزدیک به رئیس جمهور تمایل به افزایش دارایی های نقدی خود دارند. علاوه بر این، و در راستای این تصور که عدم قطعیت سیاست مرتبط با نزدیکی به قدرت سیاسی، انگیزه احتیاطی برای نگهداری وجه نقد بیشتر فراهم میکند، حساسیت جریان نقدی نقدینگی در میان شرکتهایی که از نظر مالی محدود هستند و از نظر سیاسی بیارتباط هستند، بارزتر است. در نهایت، آزمونهای ما نشان میدهد که چنین سیاستهای مدیریت وجه نقد شرکت در مواجهه با ریسک سیاستگذاری میتواند پیامدهای ارزشی داشته باشد.
نگهداری وجه نقد بخش مهمی از سیاست مالی یک شرکت است. کسبوکارها در سراسر جهان ذخایر نقدی خود را در سه دهه گذشته به طور قابلتوجهی افزایش دادهاند، زیرا به آنها اجازه میدهد تا با جریانهای نقدی در حال تغییر غیرقابل پیشبینی، پوشش ریسک، و مدیریت عملیات مالی روزمره سازگار شوند (Opler et al., 1999; Bates et al., 2009). در نتیجه، جریان بزرگی از ادبیات به سمت عوامل تعیینکننده و پیامدهای نگهداری وجه نقد شرکتها هدایت شده است، 1 با مطالعات جدیدتر که بر نقش عدم اطمینان سیاسی در سطح ملی تأکید دارند (فرانسیس و همکاران، 2014؛ پان و همکاران، 2019). ویزمن و همکاران، 2015). اگرچه ادبیات نگهداری پول نقد تا حد زیادی نادیده گرفته شده است که قرار گرفتن در معرض عدم اطمینان سیاسی نیز می تواند در سطح محلی (ایالتی) متفاوت باشد. به طور خاص، جغرافیای سیاسی شرکت ها، که هر دو سال یک بار موقعیت شرکت ها را در نقشه سیاسی ایالات متحده تغییر می دهد و نزدیکی به قدرت سیاسی (یعنی رئیس جمهور) را تعیین می کند، نشان داده شده است که شرکت ها را در معرض سطوح مختلف عدم اطمینان در مورد سیاست های دولت قرار می دهد. به عنوان مثال، جغرافیای سیاسی می تواند بر عملکرد (کیم و همکاران، 2012؛ پانتزالیس و پارک، 2014)، تصمیمات سرمایه گذاری (کیم و همکاران، 2012)، تصمیمات تامین مالی (برادلی و همکاران، 2016؛ چولاک و همکاران، 2021) تأثیر بگذارد. ، و افشای شرکت ها (گروس و همکاران، 2016)، به ویژه زمانی که شرکت ها توانایی اجرای استراتژی های شرکتی را که از روابط با سیاستمداران سوء استفاده می کنند، ندارند. 2 ما ادبیات مربوط به داراییهای نقدی شرکتی را با معرفی جغرافیای سیاسی بهعنوان نمایندهای برای قرار گرفتن در معرض عدم قطعیت خطمشی متغیر از نظر زمانی و مکانی و تحلیل تأثیر آن بر مدیریت وجه نقد شرکت و پیامدهای ارزش بالقوه گسترش میدهیم.
انگیزه پشت سوال تحقیق تجربی ما دوگانه است. اول، دولت ها و بازارهای مالی نیروهای محرکه ای هستند که یک اقتصاد را شکل می دهند. به خوبی شناخته شده است که در سطح ملی، فعالیت سیاسی و تصمیم گیری سیاست به طور قابل توجهی بر فعالیت های کلی مرتبط با اقتصاد و سیاست ها و نتایج در سطح شرکت تأثیر می گذارد (به عنوان مثال، نگاه کنید به پاستور و ورونزی، 2013). 3 ماهیت سیاست و سیاست گذاری در سطح ملی شامل عدم قطعیت شدید است که معمولاً در پایداری شرکت، ساختار سرمایه، اشتغال و سایر ویژگی های سطح شرکت منعکس می شود (به عنوان مثال، Pan et al., 2019; Pham, 2019 را ببینید). دوم، شواهد تجربی رو به رشد، آگاهی از تأثیر فراگیر ریسک سیاست بر تصمیم گیری سازمانی را منعکس می کند (آبو و همکاران، 2020؛ ترونگ و همکاران، 2020). با وجود این، تحقیقات مالی شرکت توجه کمی به تأثیر جغرافیای سیاسی بر رفتار نگهداری وجه نقد داشته است. هدف مطالعه ما پر کردن این شکاف است.
نگهداری وجه نقد برای حفظ سطوح نقدینگی بالا، که می تواند انعطاف پذیری مالی را به ویژه در طول یک آشفتگی اقتصادی فراهم کند (به عنوان مثال، دنیس و سیبیلکوف، 2010) خدمت می کند. در واقع، اجماع از یک جریان طولانی از ادبیات مربوط به اثرات عدم قطعیت بر سطوح نقدی در بازارهای مختلف این است که این رابطه مثبت است. 4 چندین مطالعه اخیر نقش جغرافیای سیاسی را بر نتایج مختلف سازمانی، مانند عملکرد شرکت (کیم و همکاران، 2012)، استراتژیهای سیاسی (آنتیا و همکاران، 2013)، هزینه بدهی (برادلی و همکاران، 2013) بررسی کردهاند. 2016)، مدیریت سود (گراس و همکاران، 2016)، قیمت گذاری حسابرسی (Truong و همکاران، 2020)، و مزیت اطلاعاتی (Aabo و همکاران، 2020). این مطالعات نشان میدهد که نزدیکی مکانها به قدرت سیاسی (یعنی درجه همسویی سیاسی آنها با رئیسجمهور) منعکسکننده قرار گرفتن شرکتهای محلی در معرض عدم قطعیت سیاست است، در راستای این ایده که همسویی سیاسی بیشتر با حزب ریاستجمهوری باید تغییرات سیاستهای آینده را تسهیل کند. فاولر، 2006). با بهره گیری از این ساختار جدید عدم قطعیت سیاست، ما به دنبال تحلیل تجربی هستیم که آیا دارایی های نقدی برای شرکت هایی که مقر آنها در ایالت هایی با سطوح مختلف نزدیکی به قدرت سیاسی است، متفاوت است یا خیر. تحقیقات قبلی نشان میدهد که اگر همه چیز برابر باشد، شرکتها به احتمال زیاد سیاستهای نقدی محافظهکارانه را در صورت مواجهه با چشمانداز رشد مبهم اتخاذ میکنند. به دنبال این خط استدلال، ما پیشنهاد میکنیم که افزایش ریسک سیاست 5 از مجاورت به قدرت سیاسی، با حفظ وجه نقد بالاتر در سطح شرکت، مطابق با فرضیه انگیزه احتیاطی مرتبط است. به عبارت دیگر، شرکت ها باید با اتخاذ سیاست های نقدی محافظه کارانه تر (یعنی نگهداری وجه نقد بیشتر) در برابر تهدیدات مربوط به جغرافیای سیاسی محافظت کنند.
نمونهای شامل 165956 مشاهدات سال شرکت از سال 1968 تا 2018، که 15348 شرکت آمریکایی را نشان میدهد، برای آزمایش این استدلال استفاده میشود. معیار ما برای ریسک سیاست در سطح دولتی، شاخص همسویی سیاسی (از این پس PAI) کیم و همکاران است. (2012). شاخص PAI میزان ارتباط سیاسی بین سیاستمدار یک ایالت و حزب فدرال پیشرو را ردیابی می کند. با ساخت، مقادیر بالاتر ریسک سیاست در مقدار بالاتر شاخص PAI منعکس می شود. با توجه به ماهیت خارجی و غیرقابل کنترل آنها، توجه به این نکته مهم است که تغییرات در PAI را می توان به عنوان مواجهه شبه برون زا در معرض خطر سیاست تلقی کرد. در نتیجه، بررسی نحوه واکنش شرکتها به چنین تغییراتی فرصت دیگری را برای یادگیری نحوه استفاده از پول نقد برای مدیریت ریسکهای ناشی از عدم قطعیتهای سیاسی فراهم میکند.
ما در نظر داریم که بررسی رابطه بین PAI بهعنوان یک نشاندهنده متغیر زمانی و مکانی ریسک سیاست و داراییهای نقدی شرکتها باید یافتههای معتبری را حتی در یک محیط کشوری واحد، ایالات متحده، که در آن نظام سیاسی مبتنی بر جمهوری فدرال و مکمل شواهد بین کشوری گذشته (به ناگار و همکاران، 2019 مراجعه کنید). 6 همچنین، با توجه به اینکه دوره نمونه گیری ما چرخه های تجاری مختلفی را در بر می گیرد، نتایج ما نباید در معرض سوگیری بحران مالی 2007-2008 باشد. چندین ویژگی شرکت و اثرات ثابت صنعت و سال برای کنترل عوامل دائمی خاص صنعت و متغیرهای زمانی که ممکن است بر سطوح نقدی شرکت تأثیر بگذارد، گنجانده شده است.
نتایج نشان میدهد که جغرافیای سیاسی پیشبینیکننده قابلتوجهی برای نگهداری وجه نقد شرکت است. مطابق با فرضیه تجربی، شرکتهایی که مقر آنها در ایالتهایی است که با رئیسجمهور همسو هستند (یعنی در ایالتهای با PAI بالا) تمایل بیشتری به پسانداز پول نقد نسبت به شرکتهایی که مقر آنها در ایالتهای مستحکم مخالفان است (یعنی در ایالتهای پایین PAI) نشان میدهند. این اثر از نظر اقتصادی نیز قابل توجه است. هنگامی که شاخص همسویی سیاسی (PAI) با یک انحراف استاندارد افزایش می یابد، افزایش تغییرات در نگهداری وجه نقد تقریباً 130 درصد نسبت به میانه مورد انتظار است. ما دریافتیم که شرکتهای نمونه ما حساسیت جریان نقدی مثبت نقدینگی را همانطور که در مطالعات قبلی مستند شده است ارائه میدهند (آلمیدا و همکاران، 2004؛ خورانا و همکاران، 2006؛ کوسنادی و وی، 2011) اما هیچ تفاوتی بین شرکتهایی که مقر اصلی آن در سطوح بالا و پایین است، وجود ندارد. PAI بیان می کند. با این حال، مطابق با مطالعات گذشته که بر اهمیت محدودیتهای مالی برای وجود حساسیت جریان نقدی نقدینگی تأکید کردهاند، ما متوجه میشویم که تمایل شرکتها به پسانداز از جریان نقدی در میان شرکتهایی که در معرض ریسک سیاستگذاری هستند مشهودتر است. غیر مرتبط مهمتر از همه، ما نشان میدهیم که سیاست مدیریت وجه نقد شرکت در مواجهه با ریسک سیاست، پیامدهای ارزشی دارد. به طور خاص، شرکت هایی که مقر آنها در ایالت های با PAI بالا است، می توانند ارزش گذاری بازار خود را با افزودن به ذخایر نقدی خود افزایش دهند.
علاوه بر این، اثر PAI بر روی داراییهای نقدی حتی پس از کنترل سایر اقدامات در سطح ملی، شاخص تعارض حزبی ( PCI ) که اخیراً توسط آزیمونتی، 2014، آزیمونتی، 2018 معرفی شد، و شاخص عدم قطعیت سیاست اقتصادی ( EPU ) که توسط بیکر و همکاران (2016). این یافته نشان می دهد که تأثیر جغرافیای سیاسی بر سیاست نقدی شرکت ریشه در نوع ریسک سیاست (محلی) دارد که تا حد زیادی مستقل از سایر معیارهای رایج عدم اطمینان سیاسی است. ما تعدادی تست استحکام را اجرا می کنیم تا تداوم یافته های خود را زیر سوال ببریم، مانند تجزیه و تحلیل تغییرات، کاهش رگرسیون فرم، رگرسیون GMM دو مرحله ای و آزمون علیت گرنجر. به طور کلی، ما شواهد ثابتی در حمایت از فرضیه انگیزه احتیاطی ارائه میکنیم که ریسک سیاستگذاری بالاتر در سطح دولتی را تجویز میکند که شرکتها را به نگهداری وجه نقد بیشتر به طور مداوم هدایت میکند.
مطالعات اخیر Duong و همکاران. (2020) و فان و همکاران. (2019) نزدیک ترین ها به کار ما هستند. با این حال، تفاوت بین این مقاله و مقاله آنها قابل توجه است. این مطالعات از شاخص EPU بیکر و همکاران (2016) استفاده می کند که عدم قطعیت سیاست اقتصادی در سطح کلان را در سطح ملی نشان می دهد. در عوض، ما PAI کیم و همکاران (2012) را که قرار گرفتن در معرض خطر سیاست در سطح ایالت را نشان میدهد، عملیاتی میکنیم. بنابراین، شاخص EPU استفاده شده توسط مطالعات قبلی صرفاً یک تنوع سری زمانی را نشان میدهد، در حالی که شاخص PAI دارای هر دو بعد حالت و زمانی است.
سهم این تحقیق سه برابر است. اول، این مطالعه به مجموعه قابل توجهی از تحقیقات مربوط می شود که تأثیر عدم قطعیت اقتصاد کلان و مالیات را بررسی می کند (هانلون و همکاران، 2017)، عدم اطمینان سیاست اقتصادی (به عنوان مثال، دمیر و ارسان، 2017؛ فان و همکاران، 2019)، عدم قطعیت سیاسی (چنگ و همکاران، 2018؛ دای و انگو، 2021)، و ریسک ژئوپلیتیکی (دمیر و همکاران، 2019) در تصمیم گیری نقدی شرکت. در حال حاضر، درباره اینکه آیا جغرافیای سیاسی بر مدیریت نقدینگی شرکت تأثیر میگذارد یا خیر، اتفاق نظر وجود ندارد. بنابراین، با نشان دادن اینکه شرکتهای ایالتهایی که همسویی سیاسی بالایی با رئیسجمهور دارند، دانش موجود را به امور مالی شرکت اضافه میکنیم. دوم، این کار به دنبال تکمیل رشته تثبیت شده ادبیات مرتبط با داراییهای نقدی شرکتی است که عمدتاً بر تأثیر ویژگیهای سطح شرکت و مدیریت بر داراییهای نقدی متمرکز است (به عنوان مثال، بیتس و همکاران، 2009؛ چن و همکاران، 2020). تانگ، 2010). خط سوم ادبیاتی که ما ارائه می کنیم با جغرافیای سیاسی مرتبط است. مطالعات موجود (به عنوان مثال، برادلی و همکاران، 2016؛ کیم و همکاران، 2012؛ ترونگ و همکاران، 2020) پیامدهای مالی ریسک سیاست ناشی از نزدیکی به قدرت سیاسی را بررسی می کنند. یافتههای مطالعه ما شواهد قبلی را تأیید میکند که نقش جغرافیای سیاسی در قرار گرفتن شرکتها در معرض ریسک سیاست به شرکتهایی که از نظر سیاسی مرتبط نیستند گسترش مییابد و علاوه بر این، پیامدهای آن را برای نگهداری وجه نقد نشان میدهد.
با توجه به نتایج مطالعه ما، مدیران، سهامداران و مقامات دولتی باید همسویی با احزاب سیاسی را در مواردی که تصمیمات آنها می تواند سیاست های مالی شرکت ها یا توانایی آنها برای رقابت در بازارهای مرتبط را تغییر دهد، در نظر بگیرند. هدف این مطالعه افزایش آگاهی عمومی از میزان واقعی هزینههای مرتبط با تغییرات در محیط سیاسی شرکتها و یافتههای آن با انتخابهای سیاست در اقتصاد معاصر است.
این بخش به ارزیابی دو جریان پژوهشی مرتبط با این مطالعه می پردازد. ما ابتدا به طور خلاصه ادبیات نگهداری وجه نقد را ارائه می کنیم و بر تصمیم نگهداری وجه نقد تحت عدم قطعیت تمرکز می کنیم. سپس، پسزمینه تجربی نزدیکی به قدرت سیاسی را به عنوان معیاری برای ریسک سیاست مورد بحث قرار میدهیم. در نهایت، ارزیابی میکنیم که آیا و چگونه ریسک سیاست، شرکتها را تشویق میکند تا پول نقد بیشتری نگهداری کنند و استدلالهایی را به نفع فرضیه انگیزه احتیاطی ایجاد کنند.
این کار با نمونه ای از شرکت های ثبت شده در ایالات متحده برای بررسی رابطه بین ریسک سیاست و نگهداری وجه نقد در سطح شرکت شروع می شود. داده های مالی و حسابداری مربوطه برای متغیرها از پایگاه داده سالانه Compustat به دست آمده است. ما از دادههای سطح دولتی شاخص همسویی سیاسی (PAI) که توسط کیم و همکاران ایجاد شده است استفاده میکنیم. (2012). مطابق با تحقیقات قبلی، شرکتهای مالی، شرکتهای آب و برق و شرکتهایی را که داراییها و فروشهای کل منفی هستند حذف میکنیم. 8
جدول 1 توزیع نمونه را گزارش می کند که شامل 165956 مشاهدات سالانه شرکتی از سال 1968 تا 2018 است. 12 ابتدا، توزیع زمانی و میانگین PAI را بر اساس حزب حاکم جدول بندی می کنیم. همانطور که در پانل A نشان داده شده است، الگوهای متفاوتی برای متغیرهای PAI و ΔCASH در سراسر ادارات دولتی مشاهده می شود. به عنوان مثال، مقدار متوسط PAI است
این بخش ابتدا تحلیل عمیق تری از رابطه بین ریسک سیاست و سیاست نقدی شرکت ارائه می دهد. ما یک عامل مهم را می شناسیم: وابستگی به مخارج دولت. 20
این مقاله به بررسی این موضوع میپردازد که آیا جغرافیای سیاسی یک شرکت، همانطور که در نزدیکی سطح دولتی آن به قدرت سیاسی، به طور قابلتوجهی بر تصمیمگیریهای مربوط به نگهداری وجه نقد تأثیر میگذارد یا خیر. با توجه به اینکه تحقیقات قبلی همسویی سیاسی بالاتر را به درجه بالاتری از ریسک سیاست مرتبط میکند، ما حدس میزنیم که این نگرانی باید شرکتها را تشویق کند که وجه نقد را به عنوان یک ابزار پوشش ریسک نگهداری کنند. با استفاده از نمونه ای متشکل از 15348 شرکت منفرد از تمام ایالت های ایالات متحده از سال 1968 تا 2018، نتایج تجربی را رد نمی کند.